عثمان را بهانه كرده بود مىفرمايد : « تو گمان كردى براى انتقام خون عثمان آمدهاى درحالى كه خوب مىدانى خون او كجا ( و به دست چه كسى ) ريخته شد و اگر به راستى طالب خون او هستى ، از همان جا كه ميدانى آن را طلب كن » ؛ ( وَ زَعَمْتَ أَنَّكَ جِئْتَ ثَائِراً « 1 » بِدَمِ عُثْمَانَ . وَ لَقَدْ عَلِمْتَ حَيْثُ وَقَعَ دَمُ عُثْمَانَ فَاطْلُبْهُ مِنْ هُنَاكَ إِنْ كُنْتَ طَالِباً ) .
اشاره به اينكه اگر شركاى خون عثمان را مىخواهى دوستان تو طلحه و زبير بودند و اگر به دنبال كسانى هستى كه او را تنها گذاشتند و فرياد استغاثهء او را پاسخ ندادند ، خودت بودى كه عثمان به تو نوشت و از تو تقاضاى كمك كرد ؛ ولى تو هيچ گامى براى او بر نداشتى ، بنابراين تو در خونخواهى عثمان صادق نيستى و اگر صادق بودى مسيرى غير از اين داشتى .
سپس امام عليه السلام آيندهء جمعيت معاويه و جنگ او را با يارانش چنين پيشگويى مىكند ، مىفرمايد : « گويا تو را مىبينم كه از رويارويى در جنگ ضجه و ناله مىكنى همچون شتران سنگين بار » ؛ ( فَكَأَنِّي قَدْ رَأَيْتُكَ تَضِجُّ مِنَ الْحَرْبِ إِذَا عَضَّتْكَ « 2 » ضَجِيجَ الْجِمَالِ « 3 » بِالْأَثْقَالِ ) .
همان گونه كه مىدانيم اين پيشگويى در جنگ صفين واقع شد و هنگامى كه لشكر امام عليه السلام عرصه را بر لشكر معاويه تنگ كرده بودند و مالك اشتر به سراپردهء معاويه نزديك مىشد و چيزى نمانده بود او را به قتل برساند ، فرياد و نالهء معاويه و همراهانش بلند شد .
و در پيشگويى دوم مىفرمايد : « و گويا تو را مشاهده مىكنم كه با جمعيت خود بر اثر ضربات پى در پى و فرمان حتمى شكست و كشتگانى كه پشت سر هم
هامش
( 1 ) . « ثائر » به معناى خونخواه از ريشهء « ثئر » بر وزن « سرد » به معناى خونخواهى گرفته شده و اينكه دربارهءبعضى از معصومين عليهم السلام گفته مىشود : « يا ثار اللَّه » يعنى اى كسى كه خونخواهش خداست نه يك فرد و يك قبيله .
( 2 ) . « عضّ » از ريشهء « عضّ » به معناى دندان گرفتن گرفته شده است .
( 3 ) . « جمال » جمع « جمل » به معناى شتر است ؛ مانند « جبال » كه جمع « جبل » است .