شد . آدم عرض كرد پروردگارا لطف بيشترى كن فرمود : اين فرصت را براى تو قرار دادم كه هركس گناهى كند سپس استغفار نمايد او را مىبخشم آدم عرض كرد : پروردگارا لطف بيشترى كن فرمود : درهاى توبه را به روى آنها گشودهام تا زمانى كه جان آنها به گلوگاه برسد ( و آخرين لحظهء جدايى از دنيا فرارسد ) آدم عرضه داشت : كافى است » . « 1 »
در جملهء چهارم و پنجم مىفرمايد : « در حالى كه فراريان از طاعات خدا به سوى او فراخوانده مىشوند و به بدكاران و گنهكاران اميد عفو داده مىشود » ؛ ( و المدبّر يدعى و المسيء يرجى ) .
در جاىجاى آيات قرآن آثار اين « دعوت » و « اميد » ديده مىشود خداوند مىفرمايد : «
« قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ »
؛ بگو اى بندگان من كه بر خويشتن ظلم و اسراف كرديد از رحمت خدا مأيوس نشويد خداوند همهء گناهان را مىبخشد ، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است » . « 2 »
باز مىفرمايد : «
« وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ »
؛ به درگاه پروردگارتان بازگرديد و در برابر او تسليم شويم پيش از آنكه عذاب به سراغ شما بيايد سپس از سوى هيچ كس يارى نشويد » . « 3 »
در ششمين ، هفتمين و هشتمين جمله مىفرمايد : « پيش از آنكه چراغ عمل خاموش گردد ، مهلت قطع شود و اجل پايان گيرد » ؛ ( قبل أن يخمد « 4 » العمل ، و ينقطع المهل « 5 » ، و ينقضي الأجل ) .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 440 ، ح 1 .
( 2 ) . زمر ، آيهء 53 .
( 3 ) . زمر ، آيهء 54 .
( 4 ) . « يخمد » از ريشهء « خمود » بر وزن « عبور » در اصل به معناى خاموش شدن آتش است . سپس به پايان گرفتن هرچيزى و از جمله پايان زندگى اطلاق شده است .
( 5 ) . « مهل » به معناى مهلت است و معمولا در امور خير به كار مىرود .