به همين دليل امام عليه السّلام هنگامى كه گرفتار مصيبت جانكاه همسرش زهراى مرضيه عليها السّلام شد ، به همين مطلب اشاره فرمود و خطاب به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله عرضه داشت : « گرچه پيمانهء صبرم از فراق دختر برگزيدهات لبريز شده ؛ ولى مصيبت مرگ و رحلت تو به قدرى بزرگ بود كه ديگر مصيبتها را در برابر من كوچك مىكند » ؛ ( قلّ يا رسول اللّه عن صفيّتك صبرى و رقّ عنها تجلّدى إلّا أنّ فى التّأسّى لى بعظيم فرقتك و فادح مصيبتك موضع تعزّ ) . « 1 »
در حديثى از امام باقر عليه السّلام مىخوانيم كه به يكى از يارانش چنين فرمود : « إن أصبت بمصيبة في نفسك أو في مالك أو في ولدتك فاذكر مصابك برسول اللّه فإنّ الخلائق لم يصابوا بمثله قطّ ؛ هرگاه مصيبتى در جان يا مال يا فرزندت به تو برسد ، مصيبت رسول اللّه را ياد كن ، زيرا مردم هرگز به مصيبتى مانند مصيبت آن حضرت گرفتار نشدند » . « 2 »
سپس امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن به نكتهء ديگرى اشاره كرده عرضه مىدارد :
« اگر تو ما را به شكيبايى امر نفرموده بودى و از جزع و بىتابى نهى نمىكردى ، آن قدر بر تو گريه مىكرديم كه اشكهايمان تمام شود و اين درد جانكاه هميشه برايمان باقى بود و حزن و اندوهمان دائمى ، و تازه همهء اينها در مصيبت تو كم بود » ؛ ( و لولا أنّك أمرت بالصّبر ، و نهيت عن الجزع ، لأنفدنا « 3 » عليك ماء الشّؤون ، و لكان الدّاء مماطلا و الكمد محالفا ، و قلّا لك ! ) .
با توجّه به اينكه ( شؤون ) جمع شأن در اينجا به معناى غدههاى اشكزاست ، منظور امام اين است كه اگر ما را از گريه و جزع نهى نكرده بودى چنان اشك مىريختيم كه منابع اشكى ما تمام شود ؛ ولى صبر و شكيبايى را ما از تو آموختيم .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 202 .
( 2 ) . كافى ، ج 3 ، ص 220 ، ح 2 .
( 3 ) . « انفدنا » از ريشهء « نفاد » به معناى تمام شدن چيزى است و « انفاد » مصدر باب افعال به معناى تمام كردن است .