ذكر كردهاند و مجموعهاى به نام علم قيافهشناسى به وجود آمده است .
ولى غالبا اعتراف دارند كه اين رابطهها ( رابطه اخلاق و روحيات با اشكال مختلف جسمانى ) كليت ندارد ، زيرا عوامل ديگرى نيز در روحيات و اخلاق انسان اثرگذار است كه گاه تأثير آنها غلبه مىكند و رابطهء قيافه و اخلاق را برهم مىزند ؛ مثلا خلق و خوى پدر و مادر ، تأثير آب و هواى اقليمى ، سر و كار داشتن با اشياى مختلف به حسب شغل و كسب و كار خود ، اين امور و مانند آن نيز مىتواند در خلقيات انسان اثر بگذارد و گاه كلّيت روابط علم قيافهشناسى را بر هم زند .
به هر حال آنچه در كلام مولا عليه السّلام در بالا خوانديم اشارهاى به گوشهاى از اين رابطه روح و جسم است كه امام عليه السّلام در پاسخ سؤال بعضى از يارانش دربارهء اختلاف روحيات مردم بيان فرمود و آنچه را در اين خطبه مىخوانيم نيز به يقين اصلى كلّى و استثنا ناپذير نيست .
از اينجا روشن مىشود كه اگر در بعضى از روايات مطالبى بر خلاف آنچه در كلام بالاست ديده مىشود از قبيل همين استثنائات است ؛ مانند حديث معروف نبوى كه مىگويد : « أطلب الخير عند حسان الوجوه ؛ خير و نيكى را نزد زيبارويان بيابيد » . « 1 »
در حالى كه در بعضى از روايات آمده است رسول خدا ضمن خطبهاى فرمود : « أيّها النّاس إيّاكم و خضراء الدّمن قيل يا رسول اللّه و ما خضراء الدّمن ؟
قال : المرأة الحسناء فى منبت السّوء ؛ اى مردم از گياهان زيبايى كه بر مزبلهها مىرويد بپرهيزيد ، عرض كردند : اى رسول خدا منظور از اين گياهان چيست ؟
فرمود : زن زيبارويى كه در خانوادهء آلودهاى پرورش يافته باشد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 14 ، ص 37 ، ح 4 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 100 ، ص 236 ، ح 22 .