و افكار و اخلاق آنها دارد ، به اين ترتيب در ميان انسانها اختلافاتى ظاهر گشت .
در اينجا دو سؤال پيش مىآيد : نخست اينكه جدّ اوّلى ما حضرت آدم از خاك آفريده شد و انسانهاى بعد از نطفهء آدم و فرزندان او به وجود آمدند نه از خاك .
ديگر اينكه آيا اين سخن مذهب جبر را تقويت نمىكند كه مىگويند : هركسى مجبور است كارهاى خاصّى را انجام دهد و دگرگونى آن ممكن نيست .
پاسخ سؤال دوم را به آخر خطبه ، بحث نكات وامىگذاريم و پاسخ سؤال اوّل از دو راه ممكن است :
نخست اينكه گرچه انسانهاى پس از آدم از نطفهء او متولّد مىشوند ؛ ولى نطفه از مواد تركيبى مختلفى تشكيل يافته كه قسمت عمدهء آن به زمين برمىگردد و در مسير پرورش از تغذيهء مادر استفاده مىكند تا به حدّ كمال و هنگام تولّد برسد و غذاى مادر هرچه باشد از مواد زمينى گرفته شده ، گياهان از زمين مىرويند و حيوانات مأكول از گياهان پرورش پيدا مىكنند ، بنابراين رشد جنين از يك ذرّهء ظاهرا بىمقدار تا رسيدن به يك جنين كامل همه از مواد زمينى است .
اين مطلب را با ذكر يك مثال مىتوان روشنتر ساخت و آن اينكه درختان ميوهاى كه در زمينهاى مختلف مىرويند و همچنين حبوبات و دانههاى غذايى كاملا باهم متفاوتند ؛ مثلا انگور كه در يك زمين مىرويد بسيار شيرينتر ، لطيفتر و جالبتر از انگورى است كه در زمين ديگر مىرويد و همچنين ساير ميوهها .
انسانها نيز چنين هستند و از آنجايى كه رابطهء جسم و روح نسبت به يكديگر بسيار نزديك است تفاوت اين مواد در روحيات و خلقيات انسان اثر مىگذارد .
پاسخ ديگر اينكه صرفنظر از آنچه گفته شد ، اگر تنها بر گرفتن جسم آدم از خاك تكيه كنيم باز ممكن است از اين مادهء تركيبى وجود آدم هنگامى كه نطفه را تشكيل مىدهد ، نطفههاى مختلفى حاصل شود . در بعضى از حالات بخشى از
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 541
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٤١