سروصدا و قال و غوغايى باشد درميان وارثان است كه بر سر تقسيم ارث غالبا باهم به نزاع بر مىخيزند . گويى نمىدانند كه نوبت آنان نيز به زودى فرامىرسد .
سپس امام عليه السّلام در پايان اين فقره بازماندگان را به سه گروه تقسيم مىكند :
گروهى كه « از دوستان خاصّ انسان هستند ؛ ولى در آن لحظه دوستى آنها اثرى ندارد ( و مشكلى را حل نمىكند ) » ؛ ( بين حميم خاصّ لم ينفع ) .
گروه دوم « خويشاوندان دلسوز و غمگينى هستند كه قدرت بر دف مرگ ندارند » ؛ ( و قريب محزون لم يمنع ) .
گروه سوم « دشمنان شماتتگرى هستند كه از مرگ شما جزع و فزعى ندارند ( و غمى به خاطر راه نمىدهند ) » ؛ ( و آخر شامت لم يجزع ) .
امام عليه السّلام در اين بخش اخير از سخنانش به مسئلهء مرگهاى ناگهانى ؛ سكتهها و ايست قلبى يا مغزى و حوادث مختلف دردناكى كه در يك لحظه عمر انسان را پايان مىدهد ، اشاره كرده است . مرگهايى كه نه موقعيّت اشخاص را مىشناسد و نه سن و سال را و همانگونه كه گذشت حتّى به سراغ پيامبران الهى نيز رفته است .
اين مرگها كه تعداد آن كم نيست ، بلكه روز به روز بر تعداد آنها افزوده مىشود ، بسيار عبرتانگيز است . در يك لحظهء كوتاه ورق بر مىگردد و همه چيز عوض مىشود . جمعيّتها متفرّق مىگردند ، دوستان غرق ماتم و عزا و دشمنان غرق شادى مىشوند .
چقدر غافل و بىخبرند كسانى كه اين گونه حوادث را ناديده گرفته و به هوسرانى و گناهان مشغولاند و يا براى به دست آوردن مال و مقام به انواع بلاها تن در مىدهند .
در كتاب خلفاء ابن قتيبه آمده است : هنگامى كه امام حسن مجتبى عليه السّلام شربت شهادت نوشيد خبر به معاويه رسيد اظهار شادى و سرور كرد و او و اطرافيانش
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 494
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٩٤