منزّهى تو براى ما شايسته نبود كه غير از تو اوليايى برگزينيم ؛ ولى آنان و پدرانشان را از نعمت برخوردار نمودى تا اينكه ( بهجاى شكر نعمت ) ياد تو را فراموش كردند و تباه و هلاك شدند » و به دنبال آن مىفرمايد :
« فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ بِما تَقُولُونَ فَما تَسْتَطِيعُونَ صَرْفاً وَ لا نَصْراً »
؛ ( خداوند به آنان مىگويد ببينيد ) اين معبودان شما را در آنچه مىگوييد تكذيب كردهاند . اكنون نمىتوانيد عذاب الهى را بر طرف سازيد يا از كسى يارى بطلبيد » . « 1 »
آرى ! اگر پيشوايان آنها از آنها بيزارى نجويند ممكن است ملحق شوند ؛ ولى با توجّه به بيزارى جستن آنها هرگز به آنان ملحق نخواهند شد .
آنگاه در ادامهء سخن به كسانى كه در اين دنيا با دليلهاى واهى و عذرهاى ناموجّه خود را تبرئه مىكنند هشدار مىدهد كه در قيامت چنين نيست .
مىفرمايد : « در آن روز چه بسيار دليلهايى كه ابطال مىگردد و چه پيوند عذرهايى كه قطع مىشود » ؛ ( فكم حجّة يوم ذاك داحضة « 2 » ، و علائق « 3 » عذر منقطعة ! ) .
اشاره به اينكه آن روز همهچيز روشن و آشكار است و در چنان شرايطى دلايل بىاساس و عذرهاى واهى كارايى ندارد .
قرآن مجيد دربارهء تكذيب كنندگان آيات الهى مىفرمايد : «
« وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ »
؛ در آنجا به آنها اجازه داده نمىشود كه عذرخواهى كنند ، چرا كه عذر قابل قبولى ندارند » . « 4 »
هامش
( 1 ) . فرقان ، آيهء 17 - 19 .
( 2 ) . « داحضة » از ريشهء « دحض » بر وزن « محض » به معناى لغزش گرفته شده و « حجة داحضة » به دليل سست و بىپايه گفته مىشود .
( 3 ) . « علائق » جمع « علاقه » ( به فتح عين ) به معناى پيوند و دلبستگى است و مفهوم جملهء بالا اين است كه پيوندها و دلبستگيها در قيامت بريده مىشود و نيز جمع « علاقة » ( به كسر عين ) به معناى دستگيره و طناب و امثال آن است و مفهوم جمله بنابراين چنين مىشود كه در قيامت دستاويزهاى عذر منقطع مىشود .
( 4 ) . مرسلات ، آيهء 36 .