مردگان خود نگريستند و ( بر اثر كوتهبينى ) در درياى جهل و غرور فرورفتند » ؛ ( لقد نظروا إليهم بأبصارهم العشوة ، و ضربوا منهم في غمرة جهالة ) .
در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « ( آنها راهى براى بيدار شدن از اين خواب غفلت داشتند ؛ ولى از آن راه نرفتند ) اگر شرححال آنان را از عرصههاى ويران شدهء آن ديار و خانههاى خالى مىپرسيدند در پاسخ به آنها مىگفتند : آنها در زمين گم شدند ( و اجسادشان خاك شد و خاك آنها پراكنده گشت ) ؛ ولى شما از روى جهل همان مسير آنها را ادامه داديد ( در حالى كه ) از روى جمجمههايشان عبور مىكنيد و روى اجسادشان زراعت مىنماييد و از آنچه آنها باقى مىگذاردند مىخوريد و در خانههاى آنها كه رو به ويرانى مىرود سكونت مىگزينيد ( شما بر آنها مىگرييد ) در حالى كه روزهايى كه در ميان شما و آنها قرار دارد بر شما مىگريند و نوحهگرى مىكنند » ؛ ( و لو استنطقوا عنهم عرصات تلك الدّيار الخاوية ، و الرّبوع « 1 » الخالية ، لقالت : ذهبوا في الأرض ضلّالا « 2 » ، و ذهبتم في أعقابهم جهّالا ، تطؤون في هامهم « 3 » ، و تستنبتون « 4 » في أجسادهم ، و ترتعون « 5 » فيما لفظوا « 6 » ، و تسكنون فيما خرّبوا ؛ و إنّما الأيّام بينكم و بينهم بواك « 7 » و نوائح « 8 » عليكم ) .
هامش
( 1 ) . « ربوع » جمع « ربع » بر وزن « رفع » به معناى خانه ، اقامتگاه و پناهگاه است .
( 2 ) . « ضلال » جمع « ضال » به معناى گمراه است .
( 3 ) . « هام » جمع « هامة » به معناى سر يا قسمت بالاى آن است .
( 4 ) . « تستنبتون » از ريشهء « نبت » بر وزن « ضبط » به معناى روييدن گرفته شده و نبات به معناى گياه است و استنبات به معناى زراعت كردن و طلب رويش است .
( 5 ) . « ترتعون » از ريشهء « رتع » ، بر وزن « قطع » در اصل به معناى چريدن و فراوان خوردن حيوانات است ؛ ولى گاه در مورد انسان به معناى تفريح كردن و خورد و خوراك فراوان داشتن به كار مىرود و در جمله مورد بحث ، به معناى دوم است .
( 6 ) . « لفظوا » از ريشهء « لفظ » به معناى بيرون افكندن چيزى گرفته شده و غالبا به معناى بيرون انداختن از دهان به كار مىرود و چون سخن از دهان بيرون مىآيد ، از اينرو به آن لفظ گفته مىشود و در جمله بالا معناى اوّل اراده شده است .
( 7 ) . « بواك » جمع « باكيه » در اصل به معناى زنان گريهكن و سوگوار است .
( 8 ) . « نوائح » جمع « نائحه » به معناى زن نوحهگر است و تفاوت اين دو ، در اين است كه نوحهگرى به معناى گريه با سروصدا و ذكر الفاظ و مطالبى است در حالى كه بكاء و گريه مفهوم عامى دارد .