أرضهم بالخسفة خوار السّكّة « 1 » المحماة « 2 » في الأرض الخوّارة ) .
سخن مولا اشارهاى به معجزهء حضرت صالح پيامبر قوم ثمود دارد كه وقتى از آن حضرت معجزه خواستند ، به فرمان خدا ناگهان شتر مادهاى از دل سنگهاى كوه بيرون آمد ! همگى ديدند ، گروهى ايمان آوردند و گروه بيشترى راه عناد و انكار را پيش گرفتند . حضرت صالح توصيه كرد كه به اين شتر كمترين آزارى نرسانيد كه عذاب الهى به سراغ شما خواهد آمد ، آنها به اين سخن اعتنا نكردند و آن شتر را با ضرباتى بر پاى او كشتند و زلزلهء عظيمى آمد . زمين آنها را شكافت و كافران و خانههايشان در دل زمين فرورفت .
معروف اين است كه قاتل اين شتر مرد سنگدلى به نام « غدّار بن سالف » بود ؛ ولى در آيهء قرآن جملهء
« فَعَقَرُوها »
( آن شتر را از پاى درآوردند ) به صورت صيغهء جمع آمده است ، زيرا همگى به عمل او راضى بودند و اين رضايت خود را با دعوت كردن و تشويق او به انجام دادن اين عمل زشت ، ابراز كردند ، همانگونه كه در آيهء 29 سورهء قمر آمده است : «
« فَنادَوْا صاحِبَهُمْ فَتَعاطى فَعَقَرَ »
؛ آنها يكى از ياران خود را صدا زدند ، او به سراغ اين كار آمد و ( ناقه را ) پى كرد » .
جملهء « خارت أرضهم بالخسفة خوار السّكّة المحماة » اشاره به اين است :
هنگامى كه ميخ آهنين در آتش گداخته شود با سرعت بيشترى در زمين فرو مىرود آن هم در زمين نرم . آرى ! شهر و آبادى آنها به همين سرعت در درون زمين بر اثر زلزلهاى وحشتناك فرورفت .
سپس امام عليه السّلام در بخش سوم اين خطبه به همهء انسانها هشدار مىدهد و مىفرمايد : « اى مردم ! آن كس كه راه واضح و آشكار را بپويد به آب مىرسد ؛ امّا كسى كه مخالفت كند در بيابان سرگردان خواهد شد ( و تشنه كام جان مىدهد ) » ؛
هامش
( 1 ) . « سكّه » به معناى ميخ و گاوآهن است .
( 2 ) . « محماة » اسم مفعول از ريشهء « احماء » به معناى داغ كردن و گداختن گرفته شده ، بنابراين « محماة » به چيزى مىگويند كه در آتش گداخته شده باشد .