قدرت است و خطر بسيار بزرگى براى ولات و زمامداران و مديران محسوب مىشود ، زيرا نخستين شرط مديريت آگاه بودن از واقعيّات مربوط به حوزهء مديريت است و متملّقان بر روى واقعيّتها پرده مىافكنند و مشكلات را از نظر مديران و زمامداران مىپوشانند و از اين طريق مفاسد بىشمارى به بار مىآورند .
عجيب اين است كه زمامداران نالايق و گمراه نيز غالبا متملّقان را تشويق مىكنند ، از حقگويى ناراحت مىشوند و از تملّق متملّقان احساس آرامشى كاذب و دردآفرين .
امير مؤمنان على عليه السّلام تملّق را بدترين درد يا درد بىدرمان شمرده مىفرمايد :
« أدوى الداء الصلف ؛ بدترين درد تملّقگويى است » « 1 » ( يكى از معانى صلف تملّق گويى و ديگرى خودستايى است ) .
در سخن ديگرى مىفرمايد : « إنّما يحبّك من لا يتملّقك ؛ دوستان واقعى تو كسانى هستند كه به تو تملّق نمىگويند » . « 2 »
نيز مىفرمايد : « ليس الملق من خلق الأنبياء ؛ تملّق از اخلاق انبيا نيست » . « 3 »
اين سخن را نيز نبايد فراموش كرد كه تملّق گاهى به صورت مستقيم و گاه غيرمستقيم ، گاه با نثر و گاه با شعر و گاهى با عمل ، اجرا مىشود و آثار زيانبار همه يكسان است .
* * *
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ( طبق نقل ميزان الحكمة ، مادهء « ملق » ) .
( 2 ) . همان مدرك .
( 3 ) . همان مدرك .