در ادامهء اين سخن به پاك ساختن و برگزيدن دليل راه اشاره كرده ، مىفرمايد :
« خوشا به حال آنكس كه قلب سليم دارد ، از كسى كه هدايتش مىكند اطاعت مىنمايد و از آنكس كه او را به پستى و هلاكت مىكشاند دورى مىجويد » ؛ ( فطوبى لذي قلب سليم ، أطاع من يهديه ، و تجنّب من يرديه « 1 » ) .
« در نتيجه با كمك كسى كه او را بينا مىسازد و با اطاعت رهبر هدايت كنندهاى كه به او دستور مىدهد ، راه سلامت را مىيابد و هدايت را پيش از آنكه درهايش بسته شود و اسبابش قطع گردد ، به دست مىآورد » ؛ ( و أصاب سبيل السّلامة ببصر من بصره ، و طاعة هاد أمره ، و بادر الهدى قبل أن تغلق أبوابه ، و تقطع أسبابه ) .
به اين ترتيب امام به رهروان اين راه توصيه مىكند كه اگر نوسفرند ، بدون هادى و راهنما گام برندارند ؛ و در پرتو هدايت عالمان ربّانى و پويندگان پرسابقه ، تا فرصتى در دست دارند و درهاى هدايت ، گشوده است به سرمنزل مقصود برسند .
سرانجام امام عليه السّلام به توبه و زدودن زنگار گناه از دل كه شرط اصلى پويش اين راه است دعوت كرده ، مىفرمايد : « و ( خوشا به حال كسى كه ) در توبه را مىگشايد و گناه را از ميان مىبرد كه اگر چنين كند بر طريق حق قرار گرفته ، و به راه راست و روشن هدايت شده است » ؛ ( و استفتح التّوبة ، و أماط الحوبة « 2 » ، فقد أقيم على الطّريق ، و هدي نهج السّبيل ) .
به اين طريق مسير قرب الى اللّه به روى انسان گشوده مىشود و مشمول عنايات خاصّ الهى مىگردد .
هامش
( 1 ) . « يردى » از ريشهء « ردى » بر وزن « رعد » به معناى هلاكت يا سقوط توأم با هلاكت است و « يردى » ( از باب افعال ) يعنى هلاك مىكند .
( 2 ) . « حوبه » در اصل به معناى احتياج و نيازى است كه انسان را به گناه مىكشاند . سپس به هرگونه گناه يا گناهان بزرگ اطلاق شده است .