خويش سلطه كامل دارند » « 1 » ولى در جاى ديگر مىفرمايد : « لا ضرر و لا ضرار في الاسلام ؛ هيچ كس حق ندارد ضرر و زيانى به عمد يا به غير عمد به ديگرى برساند » . « 2 » به اين ترتيب سلطه بر اموال محدود به جايى مىشود كه موجب ضرر و زيانى به ديگران نباشد .
كسانى كه حكم عام را شنيدهاند و از خاص بىخبر بودهاند ، كلام پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را بهگونهاى به ديگران مىرسانند كه با حكم خاص تناقض دارد ؛ ولى آنها كه هردو را شنيدهاند و در كنار هم قرار دادهاند مىدانند كه هيچ تضادى درميان آنها نيست .
در پايان اين بخش امام عليه السّلام مىفرمايد : « اگر او ( كسى كه حكم منسوخ را نقل مىكند ) مىدانست آنچه را شنيده است نسخ شده آن را رها مىساخت و اگر مسلمانان هنگامى كه آن حكم را از وى شنيدند مىدانستند نسخ شده است آن را ترك مىكردند » ؛ ( فلو علم أنّه منسوخ لرفضه ، و لو علم المسلمون إذ سمعوه منه أنّه منسوخ لرفضوه ) .
به اين ترتيب ، بخشى از اختلاف اخبار از عدم احاطه به روايات ناسخ و منسوخ پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله نشأت مىگيرد بىآنكه سوءنيّتى از سوى راويان در كار باشد .
نكته نسخ در احكام شرع
گرچه موارد نسخ در آيات قرآن و روايات پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله محدود و معدود است ؛ ولى اين مسئله اهميّت خاص دارد ؛ هم از نظر ارتباط آن با مسائل اعتقادى و ارتباطش با مسائل مربوط به نبوّت و احكام .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 272 ، ح 7 .
( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 292 ، ح 22 ؛ و سنن ابن داود ، ج 2 ، ص 118 .