به خوارج ، سرچشمهء تعصّب و ضلالت پيوستند .
امام عليه السّلام در اين سخن عوامل بدبختى و تيرهروزى اين گروه گمراه را تشريح مىكند تا ديگران در اين دام نيفتند ، مىفرمايد : « از رحمت خدا به دور باشند همانگونه كه قوم ثمود از رحمتش دور شدند » ؛ ( بعدا « 1 » لهم
« كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ »
! ) .
اين تعبير ممكن است اشاره به همان تعبيرى باشد كه در قرآن مجيد دربارهء قوم ثمود آمده ، مىفرمايد :
« أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ »
« 2 » كه نفرينى است براى قوم سركش و بتپرست شعيب و نيز مىتواند اشاره به جهات مشتركى باشد كه بين اين قوم گمراه و قوم شعيب و قوم صالح وجود داشت ؛ آنها مردم بسيار متكبّر و خودخواه و لجوجى بودند كه داستانشان در قرآن مجيد در سورههاى متعدد از جمله سورهء هود آمده است .
سپس مىافزايد : « آگاه باشيد آنها ( افراد غافل و بىخبرى هستند كه ) اگر نوك نيزهها به سوى آنان متوجه شود و شمشيرها بر فرقشان ببارد از گذشتهء خود پشيمان خواهند شد ( آرى ! ) شيطان امروز از آنها درخواست تفرقه و جدايى كرده ، ولى فرداى قيامت از آنها بيزارى مىجويد و خود را كنار خواهد كشيد » ؛ ( أما لو أشرعت « 3 » الأسنّة إليهم ، و صبّت السّيوف على هاماتهم « 4 » ، لقد ندموا على ما كان منهم . إنّ الشّيطان اليوم قد استفلّهم « 5 » ، و هو غدا متبرّىء منهم ، و متخلّ عنهم ) .
اين سخن در حقيقت اشاره به همان چيزى است كه در قرآن مجيد بارها دربارهء طاغيان غافل آمده است كه وقتى سوار كشتى مىشوند و ميان امواج خروشان دريا گرفتار
هامش
( 1 ) . « بعدا » مفعول مطلق براى فعل محذوف و براى تأكيد آمده است و در تقدير چنين است : « أبعدهم اللّه بعدا » .
( 2 ) . هود ، آيهء 95 .
( 3 ) . « أشرعت » از مادهء « شرع » در اصل به معناى رفتن به آبگاه يا گشودن راهى به سوى آب است و هرگاه اين واژه در مورد « رماح » ( نيزهها ) رود به معناى متوجّه ساختن و نشانهگيرى كردن است .
( 4 ) . « هامات » جمع « هام » به معناى سر است .
( 5 ) . « استفلّ » از ريشهء « فلّ » بر وزن « شلّ » به معناى شكسته يا پراكنده شدن است .