تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
به سبب ترس از او به گروه خوارج بپيوندند ، اطّلاعى كسب كند . پس‌از بازگشت ، امام عليه السّلام از او پرسيد آيا احساس امنيت كردند و ماندند يا ترسيدند و كوچ كردند ؟ عرض كرد : اى امير مؤمنان ترسيدند و كوچ كردند . در اينجا امام عليه السّلام سخن زير را ايراد فرمود :

خطبه در يك نگاه

براى آگاهى از اشاراتى كه در اين گفتار امام عليه السّلام آمده لازم است شأن ورود آن را قبلا بدانيم . ماجرا چنين بود كه مردى به نام « خرّيت بن راشد » از قبيله « بنى ناجيه » بعد از ماجراى حكمين با سى نفر ( و طبق روايت طبرى سيصد نفر ) از يارانش نزد امام عليه السّلام آمد و با جسارت خاصى به حضرت عرض كرد : « و اللّه يا علىّ لا أطيع أمرك و لا أصلّى خلفك و إنّى غدا مفارقك ؛ به خدا سوگند اى على من فرمان تو را اطاعت نمىكنم و پشت سرت نماز نمىخوانم و فردا از تو جدا خواهم شد » . امام عليه السّلام به او فرمود : « ثكلتك أمّك إذا تعصى ربّك و تنكث عهدك و لا تضرّ إلّا نفسك ؛ مادرت به عزايت بنشيند ! با اين كار معصيت خدا مىكنى و پيمان خويش را مىشكنى و تنها به خويشتن ضرر مىزنى » . بگو ببينم چرا اين كار را مىكنى ؟ عرض كرد : براى اينكه افراد را به حكميت دربارهء كتاب خدا پذيرفتى و در برابر حق ضعف نشان دادى ، هنگامى كه به پيروزى نزديك بودى ، به همين دليل من از تو جدا مىشوم . فرمود : بيا تا من نكته‌هايى از كتاب خدا را به تو بياموزم و دربارهء سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با تو سخن بگويم و امورى از حق را براى تو بگشايم كه من از آن آگاه‌ترم شايد آنچه را اكنون انكار مىكنى بپذيرى و از آنچه آگاه نيستى آگاه شوى . او گفت : ( اكنون آمادگى ندارم ) من نزد تو خواهم آمد . فرمود : مراقب باش شيطان تو را فريب ندهد و جهل و نادانى تو را سبك‌سر نسازد . به خدا سوگند اگر به سخن من گوش فرا
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 18 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي