[ ادامهء خطبههاى امام امير مؤمنان عليه السلام ]
خطبهء 181 « 1 » و من كلام له عليه السّلام
و قد أرسل رجلا من أصحابه ، يعلم له علم أحوال قوم من جند الكوفة ، قد همّوا باللّحاق بالخوارج ، و كانوا على خوف منه عليه السّلام ، فلمّا عاد إليه الرّجل قال له : « أ أمنوا فقطنوا « 2 » ، أم جبنوا فظعنوا « 3 » ؟ » فقال الرّجل : بل ظعنوا يا أمير المؤمنين . فقال عليه السّلام : از سخنان امام عليه السّلام است امام عليه السّلام يكى از ياران خود را فرستاد تا از وضع گروهى از سپاه كوفه كه تصميم داشتند
هامش
( 1 ) . سند خطبه :
با توجه به ارتباط و پيوند اين خطبه با خطبهء 44 ، صاحب مصادر اسناد آن را ذيل خطبهء 44 آورده است . او مىگويد :
افراد متعددى كه قبل از سيّد رضى بودهاند داستان اين گروه را در كتابهاى خود آوردهاند ، از جمله طبرى مورخ معروف در تاريخ خود در حوادث سال 38 هجرى و ثقفى در كتاب الغارات و بلاذرى در انساب الاشراف . گروه ديگرى نيز مانند ابن عساكر در تاريخ دمشق و ابو الفرج اصفهانى در الأغانى در شرح حال مثقلة بن هبيرة آن را ذكر كردهاند . ( مصادر نهج البلاغه ، جلد 1 ، صفحهء 451 - 452 و جلد 2 ، صفحهء 441 ) .
( 2 ) . « قطنوا » از ريشهء « قطون » بر وزن « فنون » به معناى اقامت گزيدن و توطّن كردن است .
( 3 ) . « ظعنوا » از ريشهء « ظعن » بر وزن « رهن » نقطهء مقابل قطون و به معناى كوچ كردن است .