بسيار در مضيقه بود ، ولى مهمّ اين است كه تنها به مقدار رفع ضرورت از خداى خود تقاضا كرد و اين دليل روشنى بر زندگى زاهدانهء او است .
سپس در ادامهء اين بحث به سراغ زندگى زاهدانهء داود عليه السّلام مىرود و چنين مىفرمايد :
« و چنان چه بخواهى سوّمين نفر داوود - كه درود خدا بر او باد - صاحب « مزامير » و قارى بهشتيان را به تو معرفى مىكنم ؛ او با دست خويش از ليف خرما زنبيل مىبافت و به دوستانش مىگفت كدام يك از شما حاضر است اينها را براى من بفروشد ، و از بهاى آن قرص نان جويى تهيه مىكرد و تناول مىنمود » ( و إن شئت ثلّثت بداوود - صلّى اللّه عليه و سلّم - صاحب المزامير ، و قارىء أهل الجنّة ، فلقد كان يعمل سفائف « 1 » الخوص « 2 » بيده ، و يقول لجلسائه : أيّكم يكفيني بيعها ! و يأكل قرص الشّعير من ثمنها ) .
مىدانيم كه حضرت داوود عليه السّلام در عين نبوّت از پادشاهان بزرگ بنى اسرائيل بود و به مقتضاى آيهء شريفهء : «
« وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ »
؛ ما حكومت او را استحكام بخشيديم ؛ هم دانش به او داديم و هم مقام قضاوت » . « 3 » حكومتى قوى و گسترده داشت . آيا آن چه گفته شد ، مربوط به دوران حكومت او بود يا بعد از آن ؟ هر چه باشد دليل بر زهد فوق العادهء آن حضرت مىباشد ؛ به ويژه اين كه در روايات نقل شده كه او در دوران حكومت و سلطنت خود از بيت المال استفاده نمىكرد ؛ بلكه زره مىبافت و از پول آن زندگى خود را مىگذراند .
عبارت « صاحب المزامير و قارىء أهل الجنة » اشاره به مقامات برجسته معنوى او در دنيا و آخرت است . خداوند متعال ، چنان دانش و معنويّتى به او ارزانى كرده بود كه مزامير را انشا مىكرد ( مزامير چنان كه در نكتهها ذكر خواهد شد ، مجموعهاى دعاها ، مناجات و
هامش
( 1 ) « سفائف » جمع سفيفه به معناى چيزى است كه از برگ درخت خرما بافته شده .
( 2 ) « خوص » ، برگ درخت خرما .
( 3 ) ص ، آيهء 20 .