تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
دهيد على عليه السّلام را ملاقات كنم ، در اين هنگام او و « مغيره بن اخنس » « 1 » و جمعيّتى نزد عثمان رفتند . - « زيد بن ثابت » كه از پيروان و خاصّان « عثمان » بود - بعد از حمد و ثناى الهى چنين گفت : اگر موافق باشيد من ناراحتى تو را به على عليه السّلام منتقل كنم ، عثمان گفت : مانعى ندارد « زيد » به همراهى « مغيره بن اخنس » و طايفه « بنى زهره » و عمّهء عثمان با جماعتى خدمت على عليه السّلام رسيدند ، زيد بعد از حمد و ثناى الهى خطاب به على عليه السّلام گفت : خداوند سابقهء خوبى در اسلام براى تو قرار داد ، و مقام خاصّى نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داشتى ، تو شايستهء هر كار نيكى ، « عثمان » پسر عموى تو و حاكم اين امّت است ، و دو حقّ برگردن تو دارد : يكى حقّ حكومت و ديگرى حقّ خويشاوندى ، او به ما شكايت كرده كه على عليه السّلام متعرض من مىشود ، و اوامر من را ردّ مىكند و ما به عنوان خيرخواهى نزد تو آمده‌ايم ، و از اين ناراحتيم كه ميان تو و پسر عمويت جريانى پيش آيد كه براى هيچ كدام خوشايند نيست . در اين هنگام على عليه السّلام پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنين فرمود : به خدا سوگند من دوست ندارم به او اعتراض كنم و گفته‌هاى او را ردّ نمايم ، مگر اين كه گامى بر خلاف حق بردارد كه من راهى جز گفتن حق ندارم . به خدا سوگند تا آن جا كه من احساس مسئوليت نكنم متعرّض او نخواهم شد . در اين جا « مغيره بن اخنس » كه مرد وقيحى بود و از فداييان عثمان محسوب مىشد گفت : به خدا سوگند اگر دست از عثمان برندارى ، جلوى تو را خواهيم گرفت ؛ چرا كه قدرت او از تو بيشتر است . . . اين جا بود كه على عليه السّلام سخن
هامش
( 1 ) توجّه داشته باشيد ، « مغيره بن اخنس » كه فرزند يكى از منافقان است ، با « مغيره بن شعبه » كه او هم از منافقان و دشمنان اهل بيت در زمان عمر بود ، جداست .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 493 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي