خبر مىدهد همان آيندهاى كه امام عليه السّلام در ميان آنها وجود ندارد و آنان گرفتار تفرقه و پراكندگى و ضعف و زبونى مىشوند ، بنابر اين ارتباط اين بخش ، با بخش سابق نيز امكانپذير است .
ولى به هر حال ، چه بخش مستقلى باشد و چه بخش مرتبطى ، كلام امام عليه السّلام است و خبر از آيندهء تلخ كسانى مىدهد كه عافيت طلبى را بر جهاد مقدّم مىشمرند مىفرمايد : « گويا مىبينم كه در صحنه نبرد از برابر دشمن فرار مىكنيد و صداى همهمهء شما هنگام فرار همچون صداى ازدحام سوسماران به هنگام حركت است ! » ( و كأنّي أنظر إليكم تكشّون كشيش الضّباب ) « 1 » .
اين تعبير ، ممكن است اشاره به اين باشد كه سوسمارها هنگامى كه به طور گروهى حركت مىكنند به هم مىخورند و از برخورد آنها به يكديگر صدايى بر مىخيزد ، يعنى هنگام فرار آن چنان دستپاچه و وحشت زدهايد كه بىاختيار به هم مىخوريد و صداى به هم خوردن شما به گوش مىرسد .
سپس مىافزايد : « نه قادر برگرفتن حقى هستيد و نه توان داريد از ظلم و ستمى جلوگيرى كنيد » ( لا تأخذون حقّا و لا تمنعون ضيما ) « 2 » .
چه حالى از اين بدتر كه انسان به قدرى ضعيف و ناتوان گردد كه نتواند از حق خود يا دوستان و بستگان و برادران دينى دفاع كند و نه در برابر ظلم و ستم نسبت به خويش و ديگران ، بايستد و چنين حالتى به راستى دردناك و ذلت بار است .
هامش
( 1 ) « كشيش » به معنى صدايى است كه زياد بلند نباشد ، و به صداى « قورباغه » و « سوسمار » و صداى آهستهء شتر اطلاق مىشود و « ضباب » جمع « ضب » ( بر وزن ضد ) به معنى سوسمار است .
( 2 ) « ضيم » به معنى ظلم و كم گذاردن حق است .