روزى هر دو را به عنوان امانت به شما سپردهاند ، ولى شما چنان سخت به آن چسبيدهايد كه گويى خالق و مالك اصلى ، شما هستيد و اين دليل بر نهايت بىخبرى از واقعيتهاست .
تعبيرات فوق ، تناسب زيادى با ايراد اين سخنان بعد از جنگ « صفّين » دارد كه گروهى از مردم تحت ولايت ، آن حضرت ، نه حاضر بودند جان خود را براى دفاع از حق به خطر بيفكنند و نه چيزى از اموال خود براى تجهيز لشكر اسلام مىپرداختند .
و در ادامهء اين سخن مىافزايد : « انتظار داريد مردم به خاطر خدا ، شما را گرامى دارند ، در حالى كه خودتان ، خدا را در مورد بندگانش ، گرامى نمىداريد ! » ( و به آنها كمك مالى و جانى نمىكنيد ) ( تكرمون « 1 » باللّه على عباده ، و لا تكرمون اللّه في عباده ) .
اين دوگانگى در قضاوت ، راستى عجيب است كه انسان انتظار داشته باشد مردم او را گرامى دارند ، چون بندهاى از بندگان خداست ، ولى خودش هيچ يك از بندگان خدا را گرامى ندارد ، و براى كوتاه كردن دست ظالمان از گريبان مظلومان نه صرف هزينهاى كند و نه جان خود را به مخاطره افكند .
در آخرين جمله ، به آنها هشدار مىدهد ، مىفرمايد : « از قرار گرفتن در منازل پيشينيان ، عبرت گيريد ( زيرا همين حكم دربارهء شما نيز خواهد شد ، آنها رفتند ، شما هم مىرويد و ديگران در خانهها و قصرهاى شما جايگزين مىشوند ) و نيز از جدا شدن از نزديكترين برادانتان ، پند بياموزيد » ( چرا كه با چشم خود ديديد گروهى از اين عزيزان پيش از شما رفتند شما هم به دنبال
هامش
( 1 ) « تكرمون » صورت فعل معلوم ثلاثى مجرد ، ذكر شده است كه به معنى گرامى داشتن مىباشد ، و در اين جا به معنى انتظار گرامى داشتن است .