تعبيرات اين بخش نشان مىدهد كه امام عليه السّلام قبلا هم پيشگويىهايى كرده است و بعضى از منافقان كوردل ، يا مؤمنان ضعيف و ناآگاه با ديدهء انكار به آن نگريستند .
مىفرمايد : « اى مردم ! دشمنى و مخالفت با من ، شما را وادار به گناه نسازد و نافرمانى نسبت به من شما را به پيروى از هواى نفس نكشاند . و به هنگام شنيدن سخنانم ، با ديدهء انكار به يكديگر نگاه نكنيد ! » .
( أيّها النّاس ، لا يجر « 1 » منّكم شقاقي « 2 » ، و لا يستهوينّكم « 3 » عصياني ، و لا تتراموا بالأبصار ، عند ما تسمعونه منّي ) .
اشاره به اينكه : كينه توزىها و لجاجتها و حسادتها در بسيارى از موارد ، انسان را به گناه مىكشاند و پردهاى در مقابل چشم او مىافكند و چهرهء حقيقت را نمىبيند .
سپس مىافزايد : « سوگند به آن كس كه دانه را ( در دل خاك ) شكافت و بشر را آفريد ! آنچه را كه به شما خبر مىدهم ، از پيامبر امّى صلّى اللّه عليه و آله است . نه آن كس كه ( اين حقايق را ) به من ابلاغ كرده دروغ گفته است و نه شنونده ؛ جاهل بوده ، ( كه نتواند سخنان رسول خدا را به درستى حفظ كند ) » . ( فوالّذي فلق الحبّة ، و برأ « 4 » النّسمة ، « 5 » إنّ
هامش
( 1 ) « يجرمنّ » از مادّهء « جرم » ( بر وزن جهر ) ( جرم بر وزن ظلم ، اسم مصدر است ) در اصل به معناى قطع كردن و بريدن است و از آنجا كه افراد گناهكار پيوند خود را با خدا قطع مىكنند ، اين كلمه به گناه نيز اطلاق شده است ، بنابر اين ، « لا يجرمنّكم » به معناى « شما را وادار به گناه نكند » مىباشد .
( 2 ) « شقاق » در اصل به معناى شكاف است و به جنگ و منازعه و اختلاف نيز اطلاق مىشود ؛ چرا كه طرفين صفوف خود را از يكديگر جدا مىسازند و در جملهء بالا به معناى مخالفت و منازعه است .
( 3 ) « يستهوينّ » از مادّهء « هوى » ( هواى نفس ) گرفته شده و مفهومش اين است كه شما را به پيروى هواى نفس وادار نكند .
( 4 ) « برأ » از مادّهء « برء » ( بر وزن نرم ) گاه به معناى آفريدن و ايجاد كردن آمده و گاه به معناى دورى جستن و برائت از چيزى و در خطبه بالا به معناى اوّل است و اطلاق « برأ » ( بر وزن ظلم ) به معناى بهبودى و سلامتى به جهت آن است كه شخص از حالت اوّل كه بيمارى است ، جدا مىشود .
( 5 ) « نسمه » در اصل به معناى وزش ملايم باد است و گاه به معناى نفس كشيدن آمده و به همين مناسبت ، به خود انسان هم كه داراى تنفّس است ، اطلاق مىشود .