تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
الف - ويران كردن كعبه ( اشاره به كارى است كه « حجّاج » در زمان « عبد الملك » انجام داد ) . ب - تغيير قبله ( اشاره به نماز خواندن « وليد » به هنگام مستى به غير قبله است ، كه مىگفت :
« تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
. ج - آنها پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را در مرتبهء پايين‌تر از خليفه قرار ندادند ( اشاره به چيزى است كه در بالا از كتاب « اغانى » نقل شد ) . د - آنها مهر بر گردن مسلمين نزدند ( اشاره به اين است كه بنى اميّه بر گردن گروهى از مسلمانها ، به عنوان برده و غلام خود ، مهر زدند ؛ همانند مهرى كه بر گردن اسبها مىزدند ! ) . ه - آنها حرم پيامبر را غارت نكردند و حرمت زنان مسلمان را در آن حرم مقدّس بر باد ندادند ( اشاره به داستان « مسلم بن عقبه » است كه از طرف يزيد مأمور حمله به مدينه شد ، و جناياتى آفريد كه تاريخ بشريّت را سياه كرد و به راستى زبان از ذكر آن عاجز و قلم از بيانش شرم دارد ) . « پيش از آن « بسر بن أرطاة » از سوى معاويه مأموريت يافت به مدينه حمله كند و او در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مردم را مجبور به بيعت با معاويه كرد ؛ درهاى مسجد را بست و گفت اگر بيعت نكنيد همهء شما را از دم تيغ مىگذرانم ؛ خانه‌هايتان را ويران و اموالتان را غارت مىكنيم ! » . « 1 » فجايع بنى اميّه ( معاويه و اعقابش ) بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد . كلام خود را در اينجا با سخنى از « ابن عساكر » مورّخ معروف اهل سنّت ، پايان مىدهيم . او در كتاب « تاريخ دمشق » مىگويد : « عبد اللّه بن حنظله » كه از بزرگان اصحاب پيامبر بود ( فرزند حنظلهء غسيل الملائكه ) در آن روز كه « مسلم بن عقبه » از
هامش
( 1 ) ابن ابى الحديد ، جلد 2 ، صفحهء 11 .