جمعى از « مفسّران نهج البلاغه » ، جملهء اوّل و دوم را به يك معنا تفسير كردهاند و از قبيل جملات مترادف دانستهاند و مىگويند : هر دو بر اين معنا تأكيد دارد كه خداوند از اسرار درون همه كس آگاه است . اين در حالى است كه بعضى گفتهاند :
« خبر » ( به فتح باء ) به معناى آزمودن و « خبر » ( به كسر باء ) به معناى آگاه بودن است و « خبر » ( به فتح باء ) در جاى ديگر « نهج البلاغه » به معناى آزمودن آمده است : « إنّما مثل من خبر الدّنيا . . . ، مثل كسى كه دنيا را آزموده است مانند . . . » « 1 » .
با توجّه به اينكه اصل اين است كه هر جملهاى معناى جديدى را بيان كند ، سخن كسانى كه آن را به آزمودن تفسير كردهاند ، مناسبتر به نظر مىرسد ، هر چند آزمايشها سبب آگاهىهاست و حتّى گاهى آزمودن چيزى ، كنايه از آگاه بودن بر آن مىباشد .
در هر حال ، هدف آن است كه همه توجّه داشته باشيم خداوند به تمام اسرار و ضماير ما آگاه است . حتّى ما را بهتر از خود ما مىشناسد ، نيّات شوم و پليد و ريا و شرك و اغراض سوء را به خوبى مىداند و ظاهر و باطن براى او يكسان است .
جمله « له الإحاطة بكلّ شيء » در واقع از قبيل ذكر عام ، بعد از خاصّ است ، چرا كه در جملههاى قبل ، سخن از احاطهء علمى خداوند به اسرار درون انسانها به ميان آمده و در اين جمله سخن از آگاهى او بر همهء اشيا عالم است ، همانگونه كه جملهء چهارم ، و پنجم از قدرت مطلقهء خداوند سخن مىگويد ، با اين تفاوت كه جملهء چهارم ، ناظر به غلبه و قاهريّت و پيروزى او بر هر چيز است ، در حالى كه در جملهء پنجم ، قدرت او را بر انجام هر چيز و هر كارى بيان مىدارد .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، نامهء 31 .