تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
محشور مىشوند كه بدون حساب وارد بهشت مىشوند ، سپس جايگاه شهيدان و محل خيمه‌ها را با اشاره نشان داد ( هاهنا موضع رحالهم و مناخ ركابهم ثمّ أومأ بيده الى مكان آخر و قال : « هاهنا مراق دمائهم » ) ، اينجا بارانداز و محل نزول آنهاست ، سپس به جاى ديگرى اشاره كرد و فرمود : و اينجا محل ريختن خون آنان است » .

3 - در سرزمين انبار

هنگامى كه امام عليه السّلام از سرزمين « انبار » ( يكى از شهرهاى شمالى عراق ) مىگذشت گروهى از كشاورزان و دهداران را ديد كه از مركب‌هاى خود پياده شده و در ركاب امام به عنوان تواضع و احترام شروع به دويدن كردند ، امام آنها را از اين كار منع كرد و فرمود : اين چه كارى است كه مىكنيد ؟ عرض كردند : اين برنامه‌اى است كه زمامداران خود را با آن ، بزرگ مىداريم . فرمود : زمامداران شما از اين كار بهره نمىگيرند ، و شما با اين كار بىجهت به خود زحمت مىدهيد ، ديگر اين گونه كارها را تكرار نكنيد . در ذيل اين داستان مىخوانيم كه مردم انبار هدايايى از چهار پايان و مواد غذايى خدمت امام آوردند . امام فرمود : چهار پايان را قبول مىكنم و جزء خراج شما حساب خواهم كرد ، و اما غذايى را كه براى ما درست كرده‌ايد دوست ندارم جز در مقابل قيمت از آن استفاده كنم ، و هر چه اصرار كردند كه امام هديهء آنها را بپذيرد امام نپذيرفت ( اين در حالى بود كه غالب زمامداران دنيا در آن زمان هزينه لشكر خود را بر شهرهاى مسير راه تحميل مىكردند ) .

4 - در كنار دير راهب

در مسير راه به جايى رسيدند كه لشكريان از نظر آب در مضيقه افتادند و سخت تشنه شدند ، امام عليه السّلام در آن بيابان گردش كرد و در كنار صخره‌اى قرار گرفت و فرمود