پيوسته از درون مىسوزند و دلهايشان مملوّ از جراحات است .
بعضى از شارحان نهج البلاغه ، جمله « قلوبهم قرحة » را اشاره به خوف خدا دانستهاند « 1 » در حالى كه قرينهء كلام نشان مىدهد كه اين جراحات قلبى و روحى ، به خاطر فسادى است كه قادر به نابودى آن نيستند .
ممكن است در اينجا كسانى گمان برند كه اين ناتوانى و ضعف و سكوت و تقيّه نتيجهء كارهاى خودشان است كه به موقع قيام نكردند و فرياد نكشيدند ، لذا امام عليه السّلام در ذيل اين سخن ، با چند جمله اين اشتباه را به طور كامل بر طرف مىسازد . او مىفرمايد : « آنها ( در ميدان نصيحت و اندرز ) آن قدر نصيحت كردهاند كه خسته شدهاند و آن قدر تحت فشار قرار گرفتهاند كه ناتوان گشتهاند و ( در ميدان نبرد ) آن قدر كشته دادهاند كه به كمى گراييدهاند ، قد وعظوا حتّى ملّوا و قهروا حتّي ذلّوا ، و قتلوا حتّى قلّوا . » آرى آنها جهاد را در تمام شاخههايش تجربه كردهاند از دل فرياد كشيدهاند ، با بيان منطقى اندرز دادهاند و در مبارزهء مسلّحانه قربانىها تقديم كردهاند تا آنجا كه بسيارى از نفرات خود را از دست دادهاند ، چرا كه يار و ياورى نداشته و توازن قوا ، در ميان آنها و دشمن به هيچ وجه برقرار نبوده است .
تا آنجا كه اميد پيروزى داشتهاند و احتمال ريشهكن كردن فساد مىدادهاند جنگيدهاند و سپس براى حفظ باقى ماندهء اندك به تقيّه پناه بردهاند جمله « قتلوا حتّى قلّوا » به اين معنا نيست كه همهء آنها كشته شدهاند تا كم گشتهاند ، بلكه به اين معنا است كه گروهى از آنها شهيد گشته و گروه اندكى باقى ماندهاند . به اصطلاح اين جمله از قبيل اسناد اوصاف جزء به كلّ است .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه تقسيم بندى اين گروهها مربوط به كدام زمان است ، در حالى كه امام عليه السّلام با قدرت و قوّت بر جامعهء خود حكومت مىكرد ؟
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ميثم و شرح نهج البلاغه ، علامهء خويى و فى ظلال محمد جواد مغنيه ، ذيل عبارت مورد بحث .