تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥

شرح و تفسير

آتش افروزان جنگ جمل

همان گونه كه قبلا اشاره شد ، اين خطبه ، ناظر به آتش افروزان جنگ جمل ، يعنى طلحه و زبير و ياران آنها است . آن دو كه هواى حكومت در سر داشتند و على عليه السّلام را آماده واگذارى بعضى از مناصب مهم حكومتى به خودشان نديدند ، تحت تأثير هواى نفس و وسوسه‌هاى شيطانى ، بيعت خود را با على عليه السّلام شكستند و گروهى از مردم را پيرامون خود جمع كردند و همسر پيامبر ، عايشه را هم با خود همراه نمودند و به عنوان خون‌خواهى عثمان ، قيام كردند « 1 » و « بصره » را - كه به جهاتى ، براى اين كار آمادگى داشت - به عنوان مركز توطئه‌هاى خود برگزيدند . امام عليه السّلام در نخستين فراز اين خطبه ، به اين توطئه ، اشاره كرده مىفرمايد : آگاه باشيد ! شيطان ، حزب خود را بسيج كرده و سپاهش را گرد آورده است تا بار ديگر ، ظلم و ستم به وطنش باز گردد و باطل ، به جايگاه نخستينش رسد » ! « ألا و إنّ الشّيطان قد ذمّر « 2 » حزبه و استجلب جلبه « 3 » ليعود الجور إلى أوطانه و يرجع الباطل إلى نصابه « 4 » » .
هامش
( 1 ) مسألهء خون خواهى عثمان ، تنها ، دستاويزى براى جنگ افروزان شام نبود ، بلكه در جنگ جمل نيز دستاويز طلحه و زبير و عايشه بود تا كار خود را در آتش افروزى جنگ جمل توجيه كنند . مورخ معروف ، ابن اثير در كتاب « كامل » مىگويد : هنگامى كه عايشه ، از مكه به مدينه مىآمد در وسط راه خبر قتل عثمان و اجتماع مردم بر بيعت على عليه السّلام را شنيد . بسيار ناراحت شد و گفت : « اى كاش ، آسمان بر زمين فرود مىآمد اگر اين كار سر بگيرد . » و سپس دستور داد كه او را به مكه باز گردانند . او مىگفت : « به خدا ! عثمان ، مظلوم كشته شد ! به خدا قسم ! من از خون خواهان او خواهم بود . » كسى از حاضران به او گفت : « نخستين كسى كه ضد عثمان سخن گفت ، تو بودى ! و تو بودى كه نام « نعثل » بر عثمان نهادى ! ( نعثل ، به گفتهء بعضى يك مرد يهودى ريش بلند بوده است . و به گفتهء « لسان العرب » اين كلمه ، به معناى « پيرمرد احمق » است . ) و تو بودى كه مىگفتى نعثل را بكشيد كه كافر شده است » : كامل ، جلد 3 ، صفحهء 206 . طبرى ، مورّخ معروف ، نيز همين معنا را در تاريخ خود آورده است : تاريخ طبرى ، جلد 3 ، صفحهء 477 . ( 2 ) ذمّر از مادهء « ذمر » به معناى « برانگيختن و تشجيع كردن » است . و گاه گفته شده كه اين كلمه به معناى تحريك توأم با ملامت و سرزنش است و از همين رو ، ذمر ( بر وزن ذهن ) به معناى « مرد شجاع و متحرّك » است . ( 3 ) « جلب » در اصل ، به معناى « سوق دادن و جابه‌جا كردن » است و به افرادى كه به آسانى جمع و جور و گردآورى مىشوند ، « جلب » مىگويند . استجلب ، در اين جا به معناى « گردآورى كردن » است . ( 4 ) « نصاب » از مادهء « نصب » در اصل ، به معناى « تثبيت چيزى در محلّى » است و لذا به اصل و اساس هر چيزى ، « نصاب » گفته مىشود . اطلاق نصب بر خستگى و تعب ، شايد به اين دليل است كه انسان را در محل خود ساكن مىكند .