« جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ »
، به اندازهء كافى براى نهى و انزجار آنها از بديها ، اخبار ( امّتهاى پيشين ) به آنها رسيده است » . « 1 » يا به زبان تشريع و از طريق وحى باشد كه در كتب آسمانى منعكس است .
به اين ترتيب اتمام حجّت كافى با هر دو زبان ( زبان تكوين و تشريع ) حاصل شده و هيچ كس در بىاعتنايى و غفلت خود معذور نيست .
در سوّمين و آخرين جمله مىفرمايد : « و هيچ كس بعد از رسولان آسمان ( فرشتگان ) جز بشر عهدهدار تبليغ از سوى پروردگار نخواهد بود » ( و ما يبلّغ عن اللّه بعد رسل السّماء الّا البشر ) .
اشاره به اين كه شما در انتظار چه نشستهايد ؟ در انتظار اين هستيد كه فرشتگان آسمان بر شما نازل شوند و آيات الهى را بخوانند ؟ همان گونه كه بهانهجويان از كفّار در عصر رسول خدا ( ص ) مىگفتند :
« لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ »
، اگر تو راست مىگويى چرا فرشتگان را نزد ما نمىآورى » ؟ « 2 » قرآن در پاسخ آنها مىگويد :
« ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ ما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ »
، ما فرشتگان را جز به حق نازل نمىكنيم ( هر چشمى توان ديدن آنها را ندارد و آنها تنها براى آشكار شدن حق نازل مىشوند نه به عنوان بهانهجويى اين و آن ، بعلاوه ، اگر فرشتگان نازل شوند و آنها ايمان نياورند ) به آنها مهلت داده نخواهد شد ( و به عذاب الهى نابود مىگردند ) » . « 3 » بنا بر اين تنها افرادى از بشر ، يعنى انبياى الهى واسطهء ابلاغ پيامهايى هستند كه وسيلهء ملائكهء مقرّب الهى فرستاده مىشود .
كوتاه سخن اين كه : خداوند به قدر كافى اتمام حجّت فرموده ، هم از طريق
هامش
( 1 ) سورهء قمر ، آيهء 4 .
( 2 ) سورهء حجر ، آيهء 7 .
( 3 ) سورهء حجر ، آيهء 8 .