ويرانههايى كه از شهرها و آباديهاى بلا ديدهء اقوام گنهكار و گردنكش در گوشه و كنار جهان وجود دارد ، درسهاى عبرت ديگرى است .
قرآن مجيد مىگويد : « شما پيوسته صبحگاهان از كنار ( ويرانههاى شهرهاى ) آنها عبور مىكنيد و همچنين شبانگاهان ، آيا نمىانديشيد ؟ »
« وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ وَ بِاللَّيْلِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ »
« 1 » و در جاى ديگر مىفرمايد : « چه بسيار باغها و چشمههايى كه از خود به جاى گذاشتند - و زراعتها و قصرهاى جالب و گرانقيمت و نعمتهاى فراوان ديگر كه در آن غرق بودند - ( آرى ) ! اين چنين بود ماجراى آنها و ما آنها را به اقوام ديگرى به ارث داديم »
« كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ »
.
در آيهء بعد از آن مىافزايد : « نه آسمان بر آنها گريست و نه زمين براى آنها گريان شد و به هنگام نزول مرگ و عذاب ، كمترين مهلتى به آنها داده نشد »
« فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ »
. « 2 » قرآن و روايات اسلامى پر است از اين گونه آيات و سخنان هشدار دهنده . شعرا و ادبا نيز هر يك در اشعار خود به طور گسترده ، اين حوادث عبرتانگيز را با بيانات قوى منعكس كردهاند و تعبير « لقد جاهرتكم العبر » به خوبى تحقّق يافته است .
در دوّمين نكته مىفرمايد : « با صداى رسا و مؤثر ( از آنچه ممنوع است ) نهى شدهايد » ( و زجرتم بما فيه مزدجر ) . « 3 » اين نهى ممكن است به زبان تكوين باشد كه از درون تاريخ و اخبار پيشين و آثار بازماندهء آنها در دل خاك بر مىخيزد همان گونه كه قرآن مىگويد :
« وَ لَقَدْ »
هامش
( 1 ) سورهء صافات ، آيات 137 و 138 .
( 2 ) سورهء دخان ، آيات 25 تا 29 .
( 3 ) « زجرتم و مزدجر » از مادهء « زجر » است كه به معنى بازداشتن از كارى است با صداى بلند ، سپس به هر گونه منع و بازداشتن از انجام كارى اطلاق شده است و همچنين در مورد نهى از گناهان به كار مىرود .