گفتم : پس تمام اين علومهاى قرآنى نزد او بود .
گفت : او از جهان رفته ، كجا دست ما به دامنش مىرسد ؟
گفتم : در ميان فرزندانش جستجو كن ! كه اين علوم نزد آنهاست .
گفت : چگونه من به آنها دست پيدا كنم ؟
گفتم : بگو ببينم اگر بيابانى باشد و راهنمايانى داشته باشد ، آنها برخيزند و بعضى از راهنمايان خود را بكشند و بعضى را بترسانند تا فرار كنند و بعضى هم كه ماندهاند خود را پنهان سازند و آنها بدون راهنما بمانند و در ميان بيابان سرگردان شوند و هلاك گردند ، در بارهء آنها چه مىگويى ؟ ( و مقصّر كيست و بايد چه كنند ؟ ) گفت : بايد به جهنم بروند ! اين را گفت و رنگش پريد ، صورتش زرد شد و دانهء بهى را كه در دست داشت محكم بر زمين زد به طورى كه متلاشى شد و گفت :
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
. « 1 » اين حديث كه حقايق جالبى را در عبارات كوتاهى بازگو مىكند ، نشان مىدهد كه خطبهء مورد بحث در ميان شيعيان عصر امام صادق ( ع ) معروف بوده و جوانان شيعه به خوبى از آن آگاه بودهاند .
2 - قرآن و مسائل مستحدثه ( جديد )
بعضى ايراد مىكنند و مىگويند جامعهء بشرى در حال دگرگونى است و هر زمان مسائل تازهاى مطرح مىشود ، چگونه قرآن مجيد كه داراى احكام ثابت و غير متغيّرى است ، بر جامعهء انسانى كه دائما در حال تغيير و تحوّل است تطبيق مىكند ؟ و چگونه مىتواند پاسخگوى مسائل مستحدثه باشد ؟
پاسخ به اين سؤال با توجّه به يك نكته روشن مىشود و آن اين كه : در قرآن
هامش
( 1 ) مستدرك الوسائل ، جلد 17 ، صفحهء 245 ، حديث 13 - اين حديث را در كتابهاى فراوان ديگرى نقل كردهاند .