گرديد ، ولى با توجّه به تكلّفاتى كه اين تفسير دارد و تناسب چندانى با جملههاى قبل در آن ديده نمىشود ، تفسير اوّل صحيحتر به نظر مىرسد .
در پايان اين سخن مىفرمايد : « من در كنار جادههاى گمراه كننده ايستادم تا شما را به طريق حق رهنمون شوم ، در آن هنگام كه گرد هم جمع مىشديد و راهنمايى نداشتيد و تشنهء رهبر شايستهاى بوديد و براى پيدا كردن اين آب حيات ، تلاش مىكرديد و به جايى نمىرسيديد » ( اقمت لكم على سنن الحقّ فى جوادّ « 1 » المضلّة « 2 » ، حيث تلتقون و لا دليل ، و تحتفرون و لا تميهون « 3 » ) .
در حقيقت امام ( ع ) آنان را در عصر « عثمان » مخصوصا سالهاى آخر عمر او ، تشبيه به مسافرانى مىكند كه راه را گم كرده و در بيراهه گرفتار شده و از تشنگى مىسوزند و جاى جاى زمين را براى رسيدن به آب حفر مىكنند و به آب دست نمىيابند ، ولى امام ( ع ) به يارى آنها مىآيد ، به صراط مستقيم هدايتشان مىكند و از سرچشمهء هدايت سيرابشان مىسازد .
به آنها توجّه مىدهد كه اگر در آن دوران تاريك و طوفانى من نبودم چه مشكلات و گرفتاريهاى عظيم دينى و دنيوى دامانتان را مىگرفت .
نكتهها
1 - ديد باطن !
امام ( ع ) در اين جا به نكتهء مهمّى اشاره فرموده است و آن اين كه : « صفاى دل و صدق نيّت از اسباب بصيرت و روشنبينى است » مؤمنان پاكدل ، مسائلى را
هامش
( 1 ) « جوادّ » جمع « جادّه » به معناى راههاى بزرگ و وسيع است .
( 2 ) « مضلّه » از مادهء « ضلال » به معناى جايى است كه انسان را به گمراهى مىكشاند .
بنا بر اين « جوّاد المضلّة » به معناى راههاى ناشناخته و گمراه كننده است .
( 3 ) « تميهون » از مادهء « موه » ( بر وزن نوع ) به معناى آبدار شدن و آب دادن است و كلمهء « ماء » از همين واژه گرفته شده است و « اماه » به معناى رسيدن به آب است . بنا بر اين « لا تميهون » يعنى به آب نمىرسيد ( هر چند تلاش براى كندن چاه مىكنيد ) .