نكتهها
1 - آفرينش آدم ( ع )
از تعبيراتى كه در اين خطبه آمده ، استفاده مىشود كه آفرينش آدم به صورت مستقل و بدون پيمودن مراحل تكامل از جانداران پستتر ، به صورت كنونى بوده است و اين همان چيزى است كه از « قرآن مجيد » نيز در بارهء خلقت انسان استفاده مىشود .
البته مىدانيم « قرآن مجيد » همچنين « نهج البلاغه » كتابهاى علوم طبيعى نيستند ، بلكه كتابهاى انسانسازى مىباشند كه به تناسب بحثهاى عقيدتى و تربيتى اشاراتى به مسائل علوم طبيعى دارند .
ولى آنچه بر محافل علمى امروز حاكم است بيشتر نظريهء « تكامل انواع » است . طرفداران آن معتقدند كه انواع موجودات زنده در آغاز به شكل كنونى نبودهاند بلكه در آغاز موجودات تك سلولى در آب اقيانوسها و در لابهلاى لجنهاى اعماق دريا با يك جهش پيدا شده و تدريجا تكامل يافتهاند و از نوعى به نوع ديگر تغيير شكل دادهاند و از دريا به صحرا و هوا منتقل شدهاند .
انسان را نيز از اين معنى مستثنى نمىدانند و معتقدند انسانهاى امروز تكامل يافته از « ميمونهاى انساننما » هستند و آنها نيز از انواع پستتر به وجود آمدهاند .
طرفداران اين فرضيّه نيز به شاخههاى مختلفى تقسيم شدهاند مانند پيروان « لامارك » و « داروين » و « داروينيستهاى جديد » و طرفداران « موتاسيون » ( جهش ) و غير آنها هر كدام دلايلى براى تأييد نظريّهء خود اقامه كردهاند .
در برابر اين گروهها ، طرفداران ثبوت انواعاند كه مىگويند انواع جانداران ، هر كدام جداگانه از آغاز به صورت كنونى ظاهر شدهاند آنها در نقد دلايل فرضيّه تحوّل و تكامل ، دلايلى نيز اقامه كردهاند كه بحث از همهء آنها در خور كتاب