سپس به مجموعهء سوّم از فرشتگان اشاره كرده ، مىفرمايد : « گروهى از آنان حافظان بندگان اويند و دربانان بهشتهاى او » ( و منهم الحفظة لعباده و السّدنة « 1 » لابواب جنانه ) .
« حفظة » جمع « حافظ » به معناى نگاهبان است و در اين جا دو معنى مىتواند داشته باشد : يكى نگاهبانان بر بندگان كه مراقب اعمال آنها هستند و آنها را ثبت و ضبط مىكنند كه در آيهء 4 سورهء طارق به آن اشاره شده است :
« إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ »
، هر كسى نگاهبانى بر او گمارده شده » و نيز در آيهء 10 و 11 سورهء انفطار مىخوانيم : «
« وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ »
، بر شما حافظانى گمارده شده ، نگاهبانانى بزرگوار كه پيوسته اعمال شما را مىنويسند » .
دوّم نگاهبانان بندگان كه آنها را از آفات و بلاها و حوادث مختلف حفظ مىكنند كه اگر آنها نباشند انسانها دائما در معرض نابودى هستند . همان گونه كه در آيهء 11 سورهء رعد آمده ، مىفرمايد :
« لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ »
، براى انسان مأمورانى است كه پى در پى ، از پيش رو و از پشت سر ، او را از حوادث ( غير حتمى ) الهى حفظ مىكنند » .
ولى معناى اوّل با جملههاى قبل كه سخن از وحى و تكاليف شرعى داشت و جملهء بعد كه اشاره به بهشت و جزاى اعمال مىكند تناسب بيشترى دارد هر چند جمع ميان دو معنى نيز از مفهوم عبارت دور نيست .
« سدنة » جمع « سادن » به معنى دربان و « جنان » ( بر وزن كتاب ) جمع « جنّت » به معناى بهشت است و از اين تعبير استفاده مىشود كه خداوند بهشتهاى متعدّدى دارد و بعضى از شارحان نهج البلاغه عدد آن را هشت مىدانند كه در قرآن مجيد به نامهاى : « جنّة النّعيم و جنّة الفردوس و جنّة الخلد و جنّة المأوى و جنّة عدن
هامش
( 1 ) « سدنة » جمع « سادن » به معناى خدمتكار و دربان است .