توسعهء خيابان و احداث ميدان ، حمّام جزء خيابان شده و كوچه ، جلوى مسجد و كنار ميدان قرار گرفته است . از آنجا كه اين كوچه فعلًا هيچ استفادهاى جز براى مسجد ندارد ، قرار شد در صورت مجاز بودن ، جهت نما و كفشدارى مسجد از آن استفاده شود . زمين مذكور متعلّق به افرادى است كه به جهت خروج از كشور ، يا عدم حيات مالكين اصلى و تعدّد ورثه تحصيل رضايت همگى آنها ميسّر نيست . از طرفى زمين مسجد و حمّام سابق و كوچه ، با رضايت خودشان و براى استفادهء عموم ساخته شده بود . با توجّه به شرح بالا ، الحاق كوچه به مسجد چه حكمى دارد ؟
جواب : در صورتى كه كوچهء مزبور در حال حاضر هيچ استفادهاى براى عبور و مرور ندارد و ميدان و خيابان ، مشكل عبور و مرور را كاملًا حلّ مىكند ، و همانطور كه نوشتهايد ، تنها فايدهء كوچهء سابق اين است كه براى مسجد مورد استفاده قرار گيرد ، در چنين شرايطى مانعى ندارد كه از آن به نفع مسجد استفاده كنند .
سؤال 214 - شخصى گوشهاى از ملك خود را براى عبادت برگزيده ، و حجرهاى در آن ساخته ، و در آنجا به عبادت مىپردازد . به تدريج همسايگان او نيز در حال حياتش در آن محل نماز مىخوانند . مردم بعد از وفات شخص مذكور ، حجرهاش را خراب كرده ، و آن را به صورت مسجد در مىآورند . ولى ورثه نه قبلًا راضى به اين كار بوده ، و نه اكنون راضى هستند ، بلكه آن زمين را غصبى اعلان كردهاند ، امّا مردم به حرف آنها اعتنايى ننموده ، و نمازشان را در آنجا به جا مىآورند . حكم چنين مسجدى ، و نمازهايى كه در ظرف بيست سال در آن خوانده شده چيست ؟
جواب : هرگاه وقف آن محل براى مسجد ثابت نشود ، و مالك وصيّتى هم نكرده باشد ، اقامهء نماز در آنجا بدون رضايت ورثه جايز نيست .
سؤال 215 - اگر زمينى غصبى به مرور ايّام به صورت مسجد درآمده باشد ، آيا مىتوان بالاى آن ، طبقات ديگرى ساخت ؟ مثلًا در طبقهء اوّل ساختمان مسكونى ، و در دوّم كتابخانهء عمومى ، و در طبقهء سوّم درمانگاه ساخت ؟
جواب : هرگاه زمين به طور يقين غصبى باشد ، هيچ يك از اين تصرّفات درست نيست .
استفتاءات جديد ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٦