طلاق خُلع و مبارات
سؤال 1124 - زنى براى شوهرش چنين مىنويسد : « مهرم را مىبخشم و آنچه از شما گرفتهام پس مىدهم و هر آنچه دادهام را مىبخشم ، به شرط اين كه مرا طلاق دهى » شوهر در جواب گفته است : « به اين درخواست با شرايط فوق موافقت مىكنم » حال سؤال اين است كه :
الف ) آيا اين ورقه موافقت بدوى ، طلاق به حساب مىآيد ؟
ب ) آيا اين نوشته دلالت بر وكالت ضمنى مىكند ؟
ج ) اگر شخص ثالث با استناد به اين ورقه صيغه طلاق را جارى كند ، آيا طلاق صحيح است ؟
جواب : طرفين بايد به شخص ثالثى وكالت بدهند كه در مقابل بذل اموال مزبور صيغه طلاق خلع را با حضور عدلين جارى كند .
سؤال 1125 - بر مبناى توافق زوجين قرار شد زوجه علاوه بر مهريّه ، مبلغى را نيز جهت طلاق خلع به شوهر بپردازد ؛ ولى بعد از اجراى طلاق خلع ، زوجه ، يا وكيل او از دادن مال مورد توافق امتناع ميورزند . زوج نيز به مجرّد امتناع زوجه از بذل مال در همان زمان ، رجوع خويش را به همسر و خانوادهاش اطّلاع مىدهد ، آيا در اين فرض بعد از رجوع و احراز آن ، طلاق بر هم مىخورد ؟
جواب : هرگاه عدم پرداخت به عنوان رجوع به بذل باشد زوج حق دارد رجوع كند و امّا اگر صرفاً تعلّلى در پرداخت بوده باشد زوج حقّ رجوع ندارد و ازدواج زن بعد از عدّه جايز است ، و زوج مىتواند طلب خود را از زوجه بگيرد .
سؤال 1126 - مردى در قبال بذل مهريّه زوجه ، او را طلاق داد ، و در ضمن آن حضانت فرزند خردسال خود را براى هميشه به زوجه داده است ، آيا بعد از گذشت ايّام عدّه و يا چند سالى كه طفل هنوز صغير است ، مرد مىتواند تقاضاى استرداد طفل را بنمايد ؟ و اگر بتواند ، آيا زن هم مىتواند به مهر خود رجوع و آن را مطالبه نمايد ؟