احاديثى ، از جمله روايت ايّوب بن نوح « 1 » ، نيز دلالت بر اين مسأله دارد . نظر حضرتعالى در اين مسأله چيست ؟
جواب : در صورتى كه مصالح فرزندان واقعاً به خطر بيفتد و گرفتار ضرر عاطفى شديدى شوند ، مىتوان حضانت را به مادر سپرد .
سؤال 1064 - زنى هستم كه چندين سال قبل ، بنا به عللى همسرم مرا طلاق داد و حضانت تنها فرزندمان ، كه دخترى خردسال بود ، نيز به من سپرده شد . با تمام مشكلات اقتصادى كه جهت تأمين مخارج زندگى دخترم وجود داشت ، او را بزرگ نمودم ، حال كه دخترم به سنّ ازدواج رسيده است ، شوهر سابقم اصرار دارد كه دختر را از من بگيرد . قابل ذكر است كه :
1 - در طول مدّتى كه از هم جدا شدهايم ، هيچ گونه كمكى از جانب شوهر سابقم براى دخترش نرسيده است .
2 - چون دخترم در طول اين مدّت پدرش را اصلًا نديده است ، شديداً در برابر تقاضاى پدرش امتناع مىكند ، با توجّه به مطالب فوق به دو سؤال زير پاسخ فرماييد :
الف ) آيا شوهرم حق دارد دختر را از من بگيرد ؟
جواب : هرگاه دختر به سنّ بلوغ رسيده ، نه پدر مىتواند او را اجبار كند و نه مادر ؛ بلكه نزد هر كدام ميل داشته باشد ، مىتواند زندگى كند .
ب ) نفقه دخترم بر عهده كيست ؟ آيا مىتوانم حقوق و نفقه او را از شوهر سابقم مطالبه كنم ؟
جواب : در صورتى كه به ميل خود نفقه او را دادهايد ، نمىتوانيد از پدر او چيزى بگيريد ؛ ولى اگر پدر نفقه او را نمىداده و شما به اين قصد نفقه او را دادهايد كه از او بگيريد ، حق داريد كه نفقه را مطالبه كنيد .
هامش
( 1 ) . وسائل الشّيعه ، جلد 15 ، ابواب احكام الاولاد ، باب 81 ، حديث 6 و 7 .