اين است كه مادر در مورد فرزند دختر تا 7 سالگى و در مورد فرزند پسر تا دو سالگى اولويّت در حضانت دارد سپس در حضانتِ پدر است . از آنجا كه مادّه 1169 قانون مدنى با الهام از اين فتوا تنظيم شده است ، محاكم دادگسترى نيز در موارد مطروحه در پروندههاى جارى بر اين اساس عمل مىنمايند ولى اين امر چند مشكل اجرايى در بر دارد :
الف ) تعلّق عاطفى فرزندان ، اعمّ از پسر و دختر ، در سنين پايين به مادر بيشتر است و گرفتن پسر بچّههاى 2 تا هفتساله از مادر ، در موارد زيادى موجب اخلال در مسائل تربيتى و عاطفى آنان مىشود .
ب ) غالباً پدرهاى ازدواج نكرده در نگهدارى اين گونه كودكان دچار مشكلات مهمّى مىشوند و بيشتر به خاطر لجاجت ، اصرار در گرفتن كودك دارند و بعد از تحويل غالباً كودك را به عمّه ، يا مادربزرگ ، يا يكى ديگر از اقوام مىسپارند و خود مباشرت در حضانت ندارند .
ج ) به دليل تعلّق عاطفى شديد بين مادر و فرزند ، در اغلب موارد گرفتن پسر بچّه 3 يا 4 ساله از مادر موجب عسر و حرج بر مادر است ، در صورتى كه با حضانت مادر ، پدر نيز از طريق اعمال ولايت و نظارت كلّى ، با بچّههاى خود ارتباط دارد و فشارى بر وى وارد نمىشود .
د ) نگرانكنندهترين نكته اين است كه در مواردى كه در يك خانواده بيش از يك فرزند وجود دارد ، بچّهها با هم مأنوس و وابسته مىباشند و جدا كردن بچّههاى خردسال از يكديگر و سپردن بعضى به پدر و بعضى به مادر ، فشار شديدى بر آنان وارد مىآورد .
از طرفى بر طبق فتاواى برخى از فقها ، از جمله مرحوم آية اللّه العظمى خوئى ( رحمه الله ) اولويّت در حضانت تا سن 7 سالگى ، هم در دختر و هم در پسر ، با مادر است و
استفتاءات جديد ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٥٩