عمويم موسى ( عليه السلام ) و همسرم محمد ( صلى الله عليه وآله ) » و در اينجا بود كه آيه نازل شد « لا تنابزوا بالالقاب ، بئس الاسم الفسوق بعد الايمان » « 1 »
جالب اينجا است كه در همين آيه مىگويد : « لا تلمزوا انْفُسَكُم » : « نفسهاى خود را عيبجوئى نكنيد ) . عوض اين كه بگويد ديگرى را عيبجوئى نكنيد » ، مىگويد : خودتان را عيبجوئى نكنيد ، و اين نشان دهنده اين است كه در فرهنگ قرآن مؤمنان به منزله ء نفس واحدى هستند كه عيبجوئى از ديگرى عيبجوئى از خود است و اين مايهاى براى اختلاف و كشمكش است .
اين گونه برخورد با ديگران كه با عيبجوئى و سرزنش و با نام زشت صدا زدن باشد ، موجب عداوت و دشمنى در صفوف مسلمين است و به اين جهت ، نهى از آن شده است .
آنقدر اين خصلت در نزد خداوند ، مبغوض است كه سورهاى به نام « هُمَزَه » ( عيبجوئى و سرزنش كننده ) در قرآن آمده و با لحنى شديد وعده عذاب و آتش به دارنده اين خصلت مىدهد .
مرحوم الهى ، در ذيل اين فراز ( و لا ينابز بالالقاب ) گويد :
به نام زشت مردم را نخواند * نكوهش بر زبان هرگز نراند
خلائق را بالقابى كه زشت است * نخواند هر كه او نيكو سرشت است
نيارد از زبان بر خلق بيداد * بخوش گفتار هر دل را كند شاد
* * *
هامش
( 1 ) . بعضى در تفسير اين جمله احتمال ديگرى دادهاند و آن اينكه خداوند مؤمنان را نهى مىكند ، از اينكه بعد از ايمان به خاطر عيبجوئى مردم نام فسق را بر خود پذيرند ، تفسير نمونه ، تفسير اول را با توجه به صدر آيه و شأن نزولى كه ذكر شد مناسبتر ديده است . .