مىبينم ! عبدالله گفت : آن عيب چيست ؟
قاضى گفت : آن عيب اين است كه تمايل به « شيعه » دارى ؟ !
عبدالله وقتى اين جمله را شنيد به گريه افتاد به طورى كه اشك چشم او جارى شد ، سپس گفت : اى ابويوسف مرا به جمعيتى ( شيعه ) نسبت دادى كه مىترسم از آنان نباشم ، سپس قاضى گواهى او را پذيرفت . « 1 »
عبدالله بن ابى يعفور كسى است كه به امام صادق ( عليه السلام ) عرض كرد ، به خدا قسم اگر شما انارى را پاره كنى و يك قسمت آن را بفرمائى حلال است و قسمت ديگر آن را حرام بفرمائى ، به طور مسلّم من گواهى مىدهم كه آنچه فرمودهاى حلال ، حلال است و آنچه فرمودهاى حرام ، حرام است . « 2 »
او كسى است كه امام صادق ( عليه السلام ) درباره او فرمودند :
« ما وجدتُ احَداً يَقْبَل و يُطيع امرى الّا عبداللّه بن ابى يعفور » :
« نيافتم احدى را كه قبول كند و اطاعت فرمان من كند مگر عبدالله بن ابى يعفور » . « 3 »
او كسى است كه حضرت درباره او فرمودند : « خداوند تو را رحمت كند » و وقتى از دنيا رفت حضرت به مفضل مطالبى درباره او گفتند كه درباره هيچ يك از دوستان و شيعيان خود نفرمودند . « 4 »
مرحوم الهى ، در ذيل اين فراز « و فى المكاره صبور » چنين گفته است :
به كام جان او هر ناگوارى * گوارا شد به صبر و استوارى
صبورى هر چه در گيتى است ناخوش * نمايد در مذاق جان ما خوش
درخت صبر بار شادمانى * برآرد اندر اين باغ كيانى
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، جلد 2 ، صفحه 124 .
( 2 ) . سفينة البحار ، جلد 2 ، صفحه 124 .
( 3 ) . سفينة البحار ، جلد 2 ، صفحه 124 .
( 4 ) . سفينة البحار ، جلد 2 ، صفحه 124 . .