و آسايشند . « 1 »
در روايت آمده كه سبب وقار و آرامش حلم و بردبارى است
« سبب الوَقار الحلم » « 2 »
يا در روايت ديگر آمده
« الوقار نتيجة الحلم » « 3 »
) و اين نشان مىدهد ، نتيجه صفت حلم و استقامت در برابر مشكلات ، آرامش و وقار است .
در خبرى آمده است راهبى بنام شمعون بن لاوى از فرزندان يهودا كه از حواريون عيسى ( عليه السلام ) بود ، سؤالات زيادى از نبىاكرم ( صلى الله عليه وآله ) كرد و جواب شنيد و در آخر به حضرت ايمان آورد ، و مرحوم حسن بن شُعْبة الحرانى در تحت العقول قسمتى از سؤال و جوابها را آورده است و شاهد ما اين چند جمله است كه حضرت فرمودند از حياء وقار حاصل شود و از وقار مداومت برخيزد و در مورد « رَزانَة » كه همان وقار است ، فرمودند : « از آن لطف و ثبات و اداء امانت و ترك خيانت و صدق زبان و محفوظ كردن شهوت و نيكوئى مال و استعداد و آمادگى براى مقابله با دشمن و نهى از منكر و ترك بيخردى و ترك بىصبرى حاصل شود ، و اين چيزهائى است كه عاقل با آرامش و وقار به آن دست مىيابد ، پس خوشا به حال كسى كه با وقار شد و سستى و جهالت در آن نبود و عفو و گذشت كرد » . « 4 »
على ( عليه السلام ) مىفرمايند : «
كُنْ فى الشَّدائِد صَبُوراً و فى الزَّلِازل وَقُورا » :
« در سختيها صابر و در زلزلهها و حوادث تكان دهنده آرام و باوقار باش ! » « 5 »
از خداوند آرامش و وقار و سكينت قلبى را بخواه كه او كسى است كه باران آرامش را بر زمين قلبهاى مؤمن فرو مىريزد « هُوَ الَّذِى أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِى قُلُوبِ
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، جلد 2 ، صفحه 47 .
( 2 ) . غررالحكم .
( 3 ) . غررالحكم .
( 4 ) . تحف العقول ، صفحه 20 .
( 5 ) . غررالحكم ( اين روايات را با روايات ديگرى صاحب ميزان الحكمه در جلد 10 ، صفحه 606 تا 610 در بحث وقار جمعآورى كرده است ) . .