خدمت به مردم و بندگان تو صدقه دادم و وقف كردم » .
آرى برادرم وصفت عفو نورى است كه از جانب حق به قلب پاك بنده خاضع افاضه مىشود و پيوسته با اين نور خود را در مقابل عظمت حق كوچك و نسبت به بندگان او مهربان مىگردد ، وقتى اين نور دل را منوّر كرد ، از خلاف و عصيان ديگران چشمپوشى مىكند .
به خوارى منگر اى مُنعم ضعيفان و نحيفان را * كه صدر مجلس عشرت گداى ره نشين دارد
چو بر روى زمين باشى توانائى غنيمت دان * كه دوران ناتوانىها بسى زير زمين دارد
بلا گردان جان و تن دعاى مستمندانست * كه بيند خير از آن خرمن كه ننگ از خوشه چين دارد
« 1 »
كسى كه به ديگرى بد مىگويد و با سخن زشت خود او را مورد هتك و تحقير قرار مىدهد ، با اين عمل به دلش زخم مىزند و دل او را مجروح مىكند ، اگر در ملأ عام ناسزا بگويد زخمش عميقتر است و اگر تنها و بدون حضور كسى توهين كند ، جراحتش خفيفتر خواهد بود ، زخم ناسزاگوئى در محيط خصوصى براى روح ، همانند بريدگى با خراش سطحى انگشت است .
شخصى كه مورد دشنام و اهانت واقع مىشود ، اگر داراى سلامت فكر باشد در صورتى كه اهانت كننده از او معذرت بخواهد و در واقع با پوزش طلبيدن مرهمى بر دل مجروح وى بگذارد ، فوراً اعتذارش را مىپذيرد ، با بزرگوارى و كرامت نفس او را مىبخشد و زخم دلش خيلى زود التيام مىيابد .
از امام زين العابدين ( عليه السلام ) رسيده كه فرمود
: « انْ شَتَمَك رَجُلٌ عن يمينك ثمّ تَحَوَّلَ الى يسارك فاعتَذَر اليك فَاقْبَلْ منه » :
« اگر كسى از طرف راستت به تو ناسزا گفت و
هامش
( 1 ) . شرح مصباح الشريعة از مصطفوى ، باب شصت ، صفحه 250 تا 253 . .