زراعت است آن كالاى زندگى دنيوى است و خداوند نزدش خوب بازگشتن است » . « 1 »
حال به سراغ خصلت خطرناك دوم يعنى ( طول امل ) رويم :
مراد از « امل » تعلق نفس به حصول چيزى دوست داشتنى در آينده است و مرادف آن طمع و رجاء است الا اين « امَل » بيشتر در چيزى استعمال مىشود كه به دست آوردنش بعيد و دور است و طمع در چيزى كه نزديك است و رجاء و اميد حدّ فاصل بين « امل » و « طمع » است و طول امل عبارت از انتظار امرى دنيوى است كه حصول آن نياز به زمان و مهلتى دارد . « 2 »
مولى فرمود طولانى بودن آروز موجب فراموشى آخرت است و اين واضح است ، زيرا طولانى بودن آرزو عبارت از انتظار به دست آوردن چيز دوست داشتنى دنيوى بود و اين موجب تداوم ملاحظه و نظر كردن و دلبستن به آن است و اين دلبستگى موجب روى گرداندن نفس از پرداختن به احوال آخرت است .
سيب درازى آرزو و اميد ، دوستى و محبّت دنيا است ، وقتى انسان با آن مأنوس شد ، و به لذّاتش مشغول شد ، دورى كردن و ترك آن سخت است و دوست دارد اين دنيا و آنچه در آن است ، دائمى باشد ، و در اين حال ديگر به مرگى كه سبب مفارقت اوست نمىانديشد ، زيرا كسى كه چيزى را دوست دارد ،
دوست ندارد درباره باطل كننده آن فكر كند و بينديشد ، از اين رو دائماً تمنّاى بقاى دنيا كند .
و اگر به ناچار فكر مرگ و توبه و انجام اعمال اخروى از ذهن او بگذرد ، از روزى به روزى و از ماهى به ماهى و از سالى به سالى به تأخير اندازد و گويد تا وقتى پا به سال گذاريم وقت است ، وقتى سنّى از او گذشت گويد تا پيرى فاصله است ، وقتى پير شد گويد : اين خانه را تمام كنم و پسرم را داماد يا دخترم را عروس كنم ، از اين سفر برگردم و همين طور توبه را به تأخير مىاندازد ، تا اينكه مرگ او فرا
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 14 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه خوئى ، جلد 4 ، صفحه 201 . .