ابنابى الحديد نيز در ذيل اين فراز گفته است اگر سؤال كنى ايمان همان يقين است ؟ چرا مولى على ( عليه السلام ) فرمود : « و ايماناً فى يقين » ؟ جواب مىدهم ايمان اعتقاد با عمل است و يقين سكون و آرامش قلب است و اين دو با هم فرق دارد . « 1 »
از اين تحليل و جواب ابى الحديد روشن مىشود كه ايمان همراه با يقين ، براى فرد دارنده آن آرامش قلبى و اطمينان درونى را به ارمغان مىآورد .
« الهى » اين عارف شيوا در ذيل اين فراز ( و ايماناً فى يقين ) چنين گويد :
در ايمان زانكه با دانش قرينند * شهان كشور علم اليقينند
هر آن دل روشن از نور يقين است * چراغش لا احبّ الافلين است
چو حق ز آئينه دل شد پديدار * نگيرد از شك آن آئينه زنگار
كسى با ديو تشكيك است همراز * كه با خضر طريقت نيست دمساز
رود چون گرد شك ز آئينه دل * جهان غيب ديدن نيست مشكل
بود روشن روان ز انوار ايمان * سپهر دانش و خورشيد ايقان
* * *
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابى الحديد ، جلد 10 ، صفحه 150 . .