چگونه اگر شخصيت بزرگى وقت خاصى را براى ملاقات با ما گذارد خشنود شده و تأخير نكرده و با خوشحالى استقبال مىكنيم ، ولى براى اول وقتى كه خدا ما را به سوى خود فراخوانده سهلانگارى مىكنيم ؟
با توجه به همين مطلب بود كه پيامبر گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله ) در اول وقت مىفرمود : « ارِحنا بلال » يعنى اى بلال با اذان گفتن از اشتغالات دنيوى رهائيمان بخش ، از بعضى زنان پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) هم روايت شد كه گفته : پيامبر با ما صحبت مىكرد ولى وقت نماز ما او را نمىشناختيم و او ما را .
امام على ( عليه السلام ) هم در وقت اذان براى نماز به خود مىپيچيد و مضطرب بود ، و وقتى علت آن سؤال مىشد ؟ مىفرمود : آمد وقت امانتى كه خدا به سماوات زمين عرضه كرد و آنها اباء كردند از حملش .
امام چهارم على بن حسين ( عليه السلام ) هم وقتى براى وضو مهيّا مىشد رنگ صورتش زرد مىشد ، وقتى از اين حالت سؤال مىشد ، مىفرمود : « ما تَدْرونَ بينَ يَدَى مَنْ اقُوم » : « چه مىدانيد در برابر چه كسى ايستادهام » .
حال به اصل متن برگرديم ، سؤالى كه مطرح است اين كه حضرت بعد از شمردن صفات متّقين و رسيدن به برنامه آنها ، آيا بدون توجّه ، ابتداى به برنامه شبانه كردهاند ، زيرا برنامههاى روز بازتابى از برنامههاى شب است ، روز صفحهاى براى تأثير اعمال شبانه و مجلائى زيبا براى تجلّى نور شب است ، روز آنها همچون تابلوئى جالب است كه رنگها را از شب تلقّى مىكند و در نهايت جهت دهنده روز آنها افعال و اذكار شبانه آنهاست ، اين نيروى محرك كه به مبدأ نيرو متّصل شده و هرگز اين مبدأ خاموشى را در خود جاى نداده است ، عاملى مؤثّر در تكامل روحى آنهاست ، اين راز و نياز شبانه سيراب كننده جان تشنه آنها و غذاى روحى آنها در مسير كمال آنهاست رزقنا الله انشاء الله .
پس روشن شد ، كه تقدّم برنامههاى شبانه تصادفى نبوده ، بلكه نشان دهنده
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 437
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٣٧