نفرت و جدايى از آنها كند و نشان دهد كه از آنان به كلّى دست شسته است . « 1 »
[ آزَر : ]
« فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى »
« آزَر » از مادّهء « موازرة » به معناى معاونت است . « 2 »
[ آزفة : ]
« أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الآزِفَةِ »
« آزفة » از مادّهء « أزف » در لغت به معناى « نزديك » است ، و چه نامگذارى عجيبى است كه به جاى « يوم القيامة » ، « يوم الازفة » گفته شده ، تا بىخبران نگويند : هنوز تا قيامت ، زمان بسيار زيادى است ، فكر خود را مشغول قيامت نكنيد كه وعدهاى است نسيه ! « 3 »
[ آسَفُونَا : ]
« آسَفُونَا انْتَقَمْنَا »
« آسَفُونَا » از مادّهء « اسَفْ » هم به معناى « اندوه » آمده و هم « غضب » ؛ همچنين به گفتهء « راغب » در « مفردات » گاه به « اندوه توأم با غضب » گفته مىشود ، و گاه به هر يك از اين دو جداگانه اطلاق مىگردد . چرا كه حقيقت آن هيجانى درونى است كه انسان را به انتقام دعوت مىكند ؛ هرگاه نسبت به زيردستان باشد ، در شكل غضب ظاهر مىشود و هر گاه نسبت به بالادستان باشد ، به صورت اندوه آشكار مىگردد . لذا وقتى از « ابن عباس » دربارهء « حزن » و « غضب » سؤال كردند ، گفت : ريشهء هر دو يكى است اما لفظ آن مختلف است .
بعضى از مفسران ، « آسَفُونَا » را به معناى « آسَفُوا رُسُلَنَا » ( فرستادگان ما را محزون و غمگين ساختند ) تفسير كردهاند ؛ ولى اين تفسير ، بعيد به نظر مىرسد و ضرورتى براى چنين خلاف ظاهرى وجود ندارد . « 4 »
[ آسِن : ]
« فِيهَآ أَنْهَارٌ مِّنْ مَّآءٍ غَيْرِ آسِنٍ »
« آسن » از مادّهء « أسِن » به معناى « بدبو » است .
بنابراين « ماء غير آسن » يعنى آبى كه بر اثر طولِ ماندن ، يا غير آن بوى آن دگرگون نشده است . اين نخستين قسمت از نهرهاى بهشتى است كه در آن صرفاً آب زلال خوشبو و خوش طعم جارى است . « 5 »
[ آصال : ]
« بِالْغُدُوِّ وَ الآصالِ »
« آصال » جمع « اصُل » ( بر وزن دهل ) و آن نيز جمع « اصيل » است كه از مادّهء « اصل » گرفته شده است كه به معناى عصر ، نزديك غروب و شبانگاه است از اين نظر كه اصل و پايهء شب محسوب مىشود . « 6 »
هامش
( 1 ) . انبياء ، آيهء 109 ( ج 13 ، ص 575 )
( 2 ) . فتح ، آيهء 29 ( ج 22 ، ص 127 )
( 3 ) . مؤمن ، آيهء 18 ( ج 20 ، ص 78 )
( 4 ) . زخرف ، آيهء 55 ( ج 21 ، ص 102 )
( 5 ) . محمّد ، آيهء 15 ( ج 21 ، ص 459 )
( 6 ) . اعراف ، آيهء 205 ( ج 7 ، ص 96 ) ؛ رعد ، آيهء 15 ( ج 10 ، ص 187 )