تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قرآن كريم بر اساس الميزان ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١

طرح اين ترجمه

در اواخر سال 1376 طرح ترجمه و تفسير قرآن براساس الميزان از سوى حجة الاسلام جناب آقاى سيد عبد الحميد صفوى به مركز فرهنگ و معارف قرآن پيشنهاد شد و با استقبال مسئول وقت مركز حجة الاسلام و المسلمين آقاى مصطفى محامى مواجه گرديد . مسئولان مركز و تنى چند از محققان ، طرح مذكور را بررسى و آيين‌نامه‌اى براى آن تدوين كردند و اجراى آن از اوايل سال 1377 آغاز گشت .

آغاز كار

كار ترجمه و تفسير از سورهء قصص كه مجلد شانزدهم تفسير الميزان به تفسير آن پرداخته است ، آغاز شد . اين گزينش به گونه‌اى اتفاقى بود ؛ ولى حق آن بود كه چنين مىشد . اگر از سورهء مباركهء حمد و از مجلد نخست تفسير شروع مىشد ، پس از چندى ناچار بوديم ترجمه و تفسير جزءهاى آخر قرآن را بنويسيم و از مجلدات پايانى تفسير استفاده كنيم ، زيرا پايه و اساس ترجمه ، شناخت معانى واژه‌هاى قرآن و دانستن تركيب نحوى كلمات است و به اين مهم در مجلدات نخست الميزان - به خلاف مجلدات پايانى آن - كمتر پرداخته شده است . آغاز كار از مجلدات پايانى اين فرصت را به مترجم داد كه با ديدگاه‌هاى علّامه طباطبايى در ادبيات عرب ، از نحو و صرف و معانى و بيان ، آشنا شود و چگونگى برداشت آن جناب را از لغت بشناسد تا در ترجمه سوره‌هاى نخست قرآن با چالش جدى روبرو نگردد .

اصولى كه در اين ترجمه در نظر بوده است

اصل يكم اين ترجمه ، اگرچه معنايى و محتوايى است ؛ ولى اين موجب نشده كه در برگردان واژه‌ها و جمله‌ها ، مسامحه‌اى روا شمرده شود و ملاحظات ترجمهء دقيق در آن رعايت نگردد و از متن فاصله گيرد و به آن وفادار نماند . اصل دوم . نه تنها برابر هرواژه‌اى معادلى نهاده شده ، بلكه سعى بسيار شده كه حتى در برابر حركات و اعراب كلمات كه گوياى معنايى خاص بوده نيز معادلى آورده و به گونه‌اى مفاد آن منعكس شود . اصل سوم . همسانى ترجمهء واژه‌ها و جمله‌هاى همسان يك اصل است ؛ ولى چه‌بسا اختلاف سياق آيات و ارتباط جمله‌ها و ساير قراين كلامى اقتضا كرده است كه كلمات مشابه و جمله‌هاى همسان ، ترجمه‌اى برابر نداشته باشند ؛ مانند واژهء « هداية » و مشتقات آن كه گاهى مقصود از آن ، ارائهء طريق و گاهى مراد از آن ، ايصال به مطلوب است و تبعا بايد دو گونه معنا شود ؛ نيز مانند كلمهء « نساء » كه گاهى مراد از آن ، زنان و چه بسا مقصود از آن ، همسران باشد . نيز اسما و صفات الهى در پايان آيات قرآنى با توجه به مضمون هرآيه معنا شده است و ممكن است در بيان متعلق آنها تفاوتهايى ديده شود . اصل چهارم . گويايى و رسايى در اين ترجمه از اصول مهم بوده است ؛ لذا هرگاه خود را از جمع ميان دقت و ظرافت ترجمه - نه صحت آن - و گويايى آن ناتوان ديده‌ايم ، دقت و ظرافت را فداى گويايى كرده‌ايم . اصل پنجم . همان‌گونه كه قرآن در قالب زبان عموم مردم نازل شده ، در اين ترجمه نيز بر اين شيوه تأكيد داشته‌ايم . پس تا حدّ امكان ، از واژه‌ها و عبارت‌هاى نامأنوس براى عموم مردم ، پرهيز شده است . اصل ششم . واژه‌هايى مانند ايمان ، انفاق ، جهاد ، زكات و مشتقات آنها از آن روى كه مفهوم آنها براى فارسىزبانان روشن است و بار معنايى ويژه‌اى دارد ، به معناى لغوى آنها بازگردان نشده است ، مگر همراه با قيدى ، مانند « در راه خدا » كه آن بار معنوى را تدارك كند و نيز مگر در مواردى كه فاقد آن معنا باشد ؛ مانند :
« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها »
« 1 » در اين آيه انفاق به معناى هزينه كردن است ؛ و مانند :
« لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ »
« 2 » در اين‌جا ، انفاق به معناى پرداخت نفقه است .

مشكلات و راه‌حلها

1 . از مهم‌ترين ابزارهاى مترجم در ترجمهء قرآن كريم ، دريافت معانى واژه‌ها اعم از اسماء ، افعال و حروف و دانش ادبيات زبان عرب اعم از صرف ، نحو ، معانى و بيان است و چون اين اثر بر مبناى تفسير الميزان نگارش شده است ، تبعا بايد معانى الفاظ و تركيب كلمات از اين تفسير اتخاذ مىشد ؛ ولى در اين تفسير ، نه همهء لغات يك آيه معنا شده و نه به تركيب همهء كلمات آن اشاره رفته است و اين از مشكلات اساسى ما بود . راه حل را در آن دانستيم كه آيات ديگرى را كه اين واژهء خاص در آن‌ها به كار رفته است بيابيم و سپس به الميزان در آن آيات مراجعه كنيم ، چنانچه در آن موارد ، معنايى براى آن ذكر شده باشد ، آيهء مورد بحث را نيز مطابق آن ترجمه كنيم . اين كار هرچند دشوارىهايى داشت ، ولى بسيارى از مشكل را حل كرد . در بقيهء موارد ، نخست به مفردات راغب رجوع شد ، زيرا استنباط ما از الميزان آن است كه در بيان معانى لغات ، عنايتى ويژه به اين كتاب دارد . در موارد اندك باقى مانده به مجمع البيان و سرانجام به لغتنامه‌هاى مشهور رجوع شده است . در موارد اعراب كلمات نيز نخستين مرجع ما موارد مشابه در الميزان بود و سپس مجمع البيان . البته اين در صورتى بود كه احتمال اختلاف در تركيب كلمه‌اى داده مىشد ؛ ولى در مواردى كه موقعيت اعرابى آن روشن بود ، نيازى به اين گشت‌وگذار احساس نشد . 2 . علّامهء طباطبايى در تفسير الميزان چه‌بسا براى يك واژه چندين معنا و براى يك كلمه ، دو يا چند وجه تركيبى و سرانجام براى يك آيه يا جمله‌اى از يك آيه ، چند معنا را ذكر كرده‌اند . چنانچه يكى از آنها را تأييد كرده باشند ، همان مبناى ترجمه قرار گرفته است و در غير اين صورت ، خود را در انتخاب يكى از آن وجوه مخير دانسته‌ايم . ازآن‌روى همواره نخستين وجه برگزيده نشد كه در ضمن انجام كار ، اين نتيجه حاصل شد كه مقدم داشتن يك وجه بر وجه ديگر در « الميزان » دليل تأييد وجه اول در نزد علّامهء طباطبايى نيست ، زيرا در آيات مكرر و مشابه بسيار
هامش
( 1 ) . سورهء انفال ، آيهء 36 . ( 2 ) . سورهء طلاق ، آيهء 7 .