انجام چنين كارى مقدور است . « 1 »
در توضيح آيهء
« وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ »
از امام صادق عليه السلام روايت كردهاند : « فرسول اللَّه الذكر و اهل بيته المسئولون وهم اهل الذكر » . اگر مراد از ذكر در آيه ، پيامبر باشد ، پس مخاطب خداوند و مراد از ضمير كاف در دو كلمهء لك و لقومك كيست ؟ آيا مىتوان به صدور چنين حديثى از امام معتقد شد ، تا چه رسد به ادعاى قطعى بودن انتساب حديث به معصوم عليه السلام ؟
پاسخ : منشأ اشكال ، اين توهم است كه امام معصوم عليه السلام درصدد تفسير منطوق و ظاهر آيه قرآن است . در صورتى كه معناى الفاظ آيه را هر آشناى به زبان عربى مىفهمد . و اين در حالى است كه به قرينه حرف فاء ( در كلمهء « فرسول اللَّه » ) ، در مقام بيان نتيجه حاصله از منطوق و ظاهر آيه است . و لذا معناى آيه و حديث چنين است :
اى پيامبر ! قرآن براى تو و قوم ( عترت ) تو ذكر است و شما مورد سؤال قرار مىگيريد .
و نتيجه مفهومى از منطوق آيه اين است كه چون به سبب قرآن ، پيامبر در بالاترين درجات ذكر جاى مىگيرد و تمام علوم قرآن را مىداند ، خودش ، نفس ذكر گرديده است . همانگونه كه در قرآن مىفرمايد :
« الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا »
، و مانند آنجا كه به خاطر برخوردارى درجات عالى عدالت و شدت آن ، زيد را نفس عدالت مىدانند و مىگويند : « زيد عدل » .
3 . فقهاى شيعه ، روايات منقول در كافى و تهذيب را كه دلالت دارد بر اينكه ماه رمضان نقصان نمىپذيرد صادر از ائمه عليهم السلام مىدانند ، اما حمل بر تقيه مىكنند . پس در كتب اربعه اگر چنين رواياتى آمده است منافاتى با صحت رواياتشان ندارد .
بايد دانست كه روايات فراوان با سند صحيح در كتب اربعه داريم ، كه مشهورند ، اما يا به دليل تقيه و يا بر خلاف احتياط بودن و يا وجود اجماعى بر خلاف آن ، اصحاب بدان عمل نمىكنند . و عمل نكردن اصحاب ، منافاتى با حكم به صحت كتب اربعه و قطع به صدور رواياتشان از معصومين ندارد . و در مقابل ، چه بسيارند روايات
هامش
( 1 ) . براى تفصيل ، بنگريد به كتاب اثبات ولايت ، نوشته آيت اللَّه نمازى ، چاپ اول ، ص 178 به بعد .