نشانگر صحت منقولاتشان مىباشد . مثلًا زراره احاديثى را كه از امام مىشنيد مىنوشت ، و هميشه و همواره با او بود . روزى از امام سؤالى كرد و امام جواب ندادند .
او كتابش را برداشت و رفت ( حديث شانزدهم باب الوقف والصدقه ) . ابن ابى ليلى روزى از محمد بن مسلم خواست كه حكم منقول از امام در مسألهاى را ، از كتاب به او نشان بدهد . محمد بن مسلم به شرطى كه به جاهاى ديگر كتاب نگاه نكند ، به او نشان داد . از اين احاديث و احاديث ديگر به خوبى به شدت اهتمام اصحاب نسبت به نوشتن ، حفظ و كتمان آثار در ارشاديات پى مىبريم ، تا چه رسد به عباديات .
به علاوه كتاب اصحاب اجماع كه 18 نفر از اصحاب بر تصحيح آن اتفاق نظر نمودند ؛ امر امام كاظم عليه السلام به على بن سويد كه مصالح دينت را فقط از شيعه بگير « 1 » و نيز حديث ابوالحسن سوم ( امام هادى عليه السلام ) كه پايدارى در دينتان را از هر كه در مسير محبت ماست و پيرامون امر ما قدم بر مىدارد ، بگيريد ، از شواهدى است كه مىتوان مشايخ سه گانه را از مصاديق افراد مورد نظر امام دانست .
سنت و سيره اصحاب ائمه به ضبط و نوشتن احاديث در همان مجلسى كه با ائمه بودهاند ، سبقت گرفتن بر يكديگر در اثبات مسموعات و خويش ، تدوين اصول چهارصدگانه بر مبناى پاسخهاى ائمه ، جايز نشمردن روايت آنچه يقين به صحت آن نداشتهاند و همچنين صرف هميتهايى - همچون آمدن مردى از مصر به مدينه براى گرفتن حديث غدير از زيد بن ارقم - شواهد گويايى است بر اعتبار كتب اربعه و بىنيازى از تأمل و مداقّه در طرق هر يك در نقل حديث ، كه اطمينان ما را به اين كتاب بر مىانگيزد .
فصل چهارم : آراء مشايخ ثلاث در اعتبار كتابهايشان
در اين بخش به منظور تقويت بيش از پيش اعتبار كتب اربعه به مصداق « اهل البيت ادرى بما فى البيت » ، نظرات مؤلفان كتب اربعه و پس از آن ، آراء ديگران را مىآوريم .
1 . شيخ كلينى در پاسخ كسى كه از او درخواست نوشتن كتاب جامعى نموده است ،
هامش
( 1 ) . وسايل الشيعه ، كتاب القضاء ، باب 11 ، ح 43 .