اصول و فروع در اعتماد و اعتبار در جمع كردن از اصول چهارصدگانه كه همه در عصرش موجود بوده است ، پر فايده مىداند . چنانچه شيخ مفيد از تمامى اين اصول كتابى به نام الجوامع فى اصول الدين نوشت .
ايشان تأكيد دارند بر اينكه اصول اربعمأة و غير آن مانند كتاب زرارة و كتاب حريز و كتاب معاوية بن عمار كه اصحاب ائمه عليهم السلام نوشتهاند ، نزد مشايخ ثلاث موجود بودهاند . و كتب اربعه از آنها گرفته شده است . با اين تفاوت كه مرحوم كلينى در ابتداى هر حديث اسامى كسانى را كه در نقل احاديث اصول به او اجازه دادهاند ذكر و بارها تكرار مىكند . مانند تكرار طريقش به كتاب معاوية بن عمار در كتاب حج بيشتر از يكصد و پنجاه مورد ، يا تكرار طريقش به كتاب حسن بن محبوب در بيش از دويست مورد . گاهى نيز بدون ذكر طريق از اصل ، و يا فقط از يك يا دو طريق نقل روايت مىكند . اما جناب صدوق و شيخ طوسى برخى از طريقهايشان به مؤلفين اصول را به منظور جلوگيرى از تكرار در آخر كتاب آوردهاند .
البته شيخ طوسى گاهى طريقش را در اول حديث به عنوان سند مىآورد و گاه ، اصولًا طريقى ذكر نمىكند . و گاهى با اينكه كافى نزد او موجود بوده است ، طريقش به كلينى را در اول احاديثش مىآورد .
8 . طبرى از دانشمندان قرن ششم ، طريقش به صدوق را در اول احاديث منقول از صدوق مىآورد .
9 . مؤلف فلاح السائل در نقل حديث از كافى ، طريق و مشايخ اجازه دهنده نقل حديث به خود را در اول احاديث ذكر مىكند .
10 . صاحب معالم نيز همانند ايشان عمل مىكنند .
11 . شيخ مفيد نيز در امالى اش در سند آنچه از كافى نقل مىكند ، ابن قولويه را به عنوان شيخ خود قرار مىدهد .
12 . صاحب وسائل الشيعة ، طريقش به روايات كتب اربعه را نياورده و در نقل حديث فقط نام كتاب را ذكر كرده است ، مانند شيخ صدوق و شيخ طوسى رحمهما الله .
13 . علّامه مجلسى در بحار نيز چنين كرده است .
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 49
مساهمون: محمد قنبرى
ص٤٩