و بدين مناسبت به آن كتاب بزرگ اين نام را داده بودند كه طالبان معارف در هر زمينه مىتوانستند از نوادر الحكمة استفاده كنند . « 1 » شيخ طوسى در مورد اين مرد مىگويد :
مردى جليل القدر و كثير الروايه مىباشد . كتاب او نوادر الحكمة است كه مشتمل بر بيست و دو باب مىباشد . « 2 »
صدوق در مورد اين كتاب و چند كتاب ديگر از امثال آن كه مرجع وى در تأليف كتاب مهم من لا يحضره الفقيه است مىگويد :
هر چه در اين كتاب من است از كتب مشهور ، و مورد اعتماد و مرجع استخراج شده است . « 3 »
آنگاه به شماره كردن كتابهاى مزبور مىپردازد ، و نوادر الحكمة را به عنوان ششمين از آنها نام مىبرد . اين سخن از كسى است كه شيخ طوسى دربارهء او مىفرمايد :
حافظ احاديث و بصير و خبير در فقه و رجال و نقاد اخبار بود . در ميان دانشمندان قم نظيرى براى او در حفظ و فراوانى دانش ديده نشده است . « 4 »
اين كتاب در نزد مشايخ سه گانهء كلينى و صدوق و طوسى بوده و تا زمان سيد بن طاووس نيز باقى مانده است . « 5 » صدوق از اين كتاب با پنج طريق از سلسله مشايخ خود و كلينى با دو طريق نقل مىكند . « 6 »
از كسانى كه در اين مرحلهء از تأليفات حديثى به شهرت رسيده و كتابشان مقبوليت يافته است على بن مهزيار اهوازى ( متوفى 333 ) است . جامع او از سى و سه كتاب
هامش
( 1 ) . به نقل از تحقيقات على اكبر غفارى در پاورقى من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 3 .
( 2 ) . رجال طوسى ، ص 274 .
( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 3 .
( 4 ) . رجال طوسى ، ص 304 .
( 5 ) . الاعلام الهادية الرفيعه ، ص 99 - 101 ، چاپ 1397 خراسان .
( 6 ) . همان .