گذشتهء ما براى آن موجود باشد قبول نكنيد ، زيرا مغيرة بن سعيد لعنه اللَّه در كتابهاى اصحاب پدرم دست برده و در آنها احاديثى وارد ساخت كه گفتهء پدرم نبود . از خدا بترسيد ، و از مطالب نقل شدهء از ما ، چيزى كه مخالف قول خداوند و رسول او باشد نپذيريد ، زيرا اگر ما سخنى بگوييم ، خواهيم گفت : خداوند مىفرمايد ، يا رسول خدا مىفرمايد ، « 1 » به همين دليل است كه از عصر امام صادق عليه السلام به بعد ، اصحاب ائمه ، به عرضهء كتب و اصول خود با پيشينيان به امام عصر خود ، دست زدند ، و بدين وسيله مىخواستند از صحت نقلها و عدم نفوذ نيروهاى انحرافى در تأليفات و اصول مطمئن شده و با آرامش خاطر از آنها بهره بگيرند . نمونههاى فراوانى در اين زمينه وجود دارد :
1 . كتاب يوم و ليلهء يونس بن عبدالرحمن بر امام جواد و هادى و عسكرى عليهم السلام عرضه شده مورد تصديق قرار گرفته است . « 2 »
2 . كتاب عبيداللَّه بن على بن ابى شعبهء حلبى بر امام صادق عليه السلام عرضه شده و امام عليه السلام آن را نيكو شمردند . « 3 »
3 . كتاب التأديب احمد بن عبداللَّه بن خانبه بر امام عسكرى عليه السلام عرضه شد ، و امام فرمود : اين كتاب صحيح است و بدان عمل كنيد . « 4 »
4 . كتاب فضل بن شاذان نيشابورى بر امام عسكرى عليه السلام عرضه شده و آن حضرت بر وى رحمت فرستاد و فرمود : من به مردم خراسان غبطه مىبرم ، زيرا فضل در ميان ايشان است . « 5 »
5 . اصل ظريف بن ناصح بر امام صادق و امام ابوالحسن رضا عليهما السلام عرضه شده است . « 6 »
هامش
( 1 ) . رجال كشى ، ص 224 ؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 236 .
( 2 ) . رجال نجاشى ، ص 349 ؛ رجال كشى ، ص 484 ؛ بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 150 .
( 3 ) . رجال نجاشى ، ص 171 ؛ الفهرست طوسى ، ص 203 .
( 4 ) . تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 66 ؛ المستدرك ، ج 3 ، ص 183 .
( 5 ) . رجال ابن داود ، ص 273 .
( 6 ) . كافى ، ج 7 ، ص 311 ؛ تهذيب ، ج 10 ، ص 295 .