نوع چهارم رواياتى است كه در كافى پيرامون علم امام على و ديگر ائمه و صحيفهء فاطمه سلام اللَّه عليهم اجمعين و جفر و جامعه آمده است . « 1 » اين گروه افراطى ، از اين نوع روايات ، استدلال بر صحت تحريف ، نزد شيعه كرده و از آنها گواه بر نادرستى كتاب كافى آوردهاند « 2 » در صورتى كه چنان كه متن بعضى از آن روايات ، گواهى مىدهد « 3 » و با توضيحاتى كه در پيش ، پيرامون جفر و جامعه و صحيفه فاطمه عليها السلام دادهايم ، روشن خواهد بود كه در اين نوشتهها شرح و تفصيل احكام قرآن و يا حوادثى كه در آينده اسلام ، پيش خواهد آمد ، و يا بعضى از معارفى كه حضرت طول دوران زندگى از رسول خدا فرا گرفته بوده و در آن گرد آورده بود ، بيان گرديده است نه قسمتى از آيات قرآن باشد كه مكتوم مانده است . « 4 »
تحريف و مسائل مربوط به آن
در پايان بحث تبيين ديدگاه تفريطىها پيرامون كافى كه به درازا كشيد ، لازم است به طور فشرده مطالب زير را مورد بررسى قرار دهيم :
1 . دلايل بطلان تحريف
دانشمندان اسلامى به خصوص شيعه دلايل فراوانى از قرآن و عقل و سنت ، براى نادرستى تحريف قرآن كريم و كم و زياد شدن آيات و سُور و كلمات آن ارائه كردهاند كه از آن جمله است :
1 . آياتى از قرآن مجيد
از ميان آياتى كه براى اين منظور ، استدلال شده دو آيه زير است : الف .
« وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 239 - 241 .
( 2 ) . الشيعة والسنة ، ص 80 - 81 ؛ الشيعة والقرآن ، ص 31 - 32 كه اين هر دو كتاب به وسيلهء احسان الهى ظهيرپاكستانى نوشته شده است .
( 3 ) . در بعضى از آن روايات آمده است : اما انه ليس فيه شىء من الحلال والحرام و لكن فيه علم ما يكون ( كافى ، ج 1 ، ص 240 ) و نيز در بعضى ديگر آمده : « واللَّه ما فيه من قرآنكم حرف واحد » ( كافى ، ج 1 ، ص 240 ) .
( 4 ) . اكذوبة تحريف القرآن بين الشيعة والسنة ، ص 65 ؛ آلاء الرحمن في تفسير القرآن ، ص 27 .